lawmen

[ایالات متحده]/ˈlɔːmɛn/
[بریتانیا]/ˈlɔːˌmɛn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجریان قانون; افسران پلیس; پلیس‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

lawmen on duty

وظیفه قانون‌گذاران

lawmen in action

قانون‌گذاران در عمل

lawmen at work

قانون‌گذاران در حال کار

lawmen unite

قانون‌گذاران متحد می‌شوند

lawmen patrol

گشت‌زنی قانون‌گذاران

lawmen respond

پاسخگویی قانون‌گذاران

lawmen investigate

تحقیقات قانون‌گذاران

lawmen enforce

اجرای قانون توسط قانون‌گذاران

lawmen protect

محافظت توسط قانون‌گذاران

lawmen arrest

دستگیری توسط قانون‌گذاران

جملات نمونه

the lawmen arrived at the scene quickly.

ماموران قانون به سرعت در صحنه حاضر شدند.

lawmen are often seen as protectors of the community.

ماموران قانون اغلب به عنوان محافظان جامعه دیده می شوند.

many lawmen risk their lives every day.

بسیاری از ماموران قانون جان خود را هر روز به خطر می اندازند.

the lawmen conducted a thorough investigation.

ماموران قانون یک تحقیقات کامل انجام دادند.

lawmen enforce the rules and regulations of society.

ماموران قانون قوانین و مقررات جامعه را اجرا می کنند.

some lawmen have specialized training in forensics.

برخی از ماموران قانون آموزش تخصصی در زمینه پزشکی قانونی دارند.

lawmen often collaborate with federal agencies.

ماموران قانون اغلب با سازمان های فدرال همکاری می کنند.

the lawmen worked tirelessly to solve the case.

ماموران قانون برای حل پرونده بی وقفه تلاش کردند.

lawmen play a crucial role in maintaining public safety.

ماموران قانون نقش مهمی در حفظ امنیت عمومی ایفا می کنند.

many lawmen are trained in crisis negotiation.

بسیاری از ماموران قانون در زمینه مذاکره بحران آموزش دیده اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید