layings

[ایالات متحده]/ˈleɪɪŋz/
[بریتانیا]/ˈleɪɪŋz/

ترجمه

n. عمل گذاشتن یا قرار دادن چیزی؛ تعداد تخم‌هایی که یک پرنده می‌گذارد؛ عمل هدف‌گیری یا هدایت
v. شکل فعلی حال استمراری از lay، به معنای قرار دادن چیزی؛ شکل فعلی حال استمراری از lay، به معنای تولید تخم‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

layer layings

چیدمان‌های لایه

floor layings

چیدمان‌های کف

tile layings

چیدمان‌های کاشی

stone layings

چیدمان‌های سنگ

carpet layings

چیدمان‌های فرش

roof layings

چیدمان‌های سقف

brick layings

چیدمان‌های آجر

concrete layings

چیدمان‌های بتن

asphalt layings

چیدمان‌های آسفالت

foundation layings

چیدمان‌های پی

جملات نمونه

the layings of the eggs were carefully monitored.

گذاشتن تخم ها به دقت زیر نظر گرفته شد.

her layings in the garden attract many birds.

گذاشتن تخم ها در باغ بسیاری از پرندگان را جذب می کند.

the layings of the new tiles were completed yesterday.

گذاشتن کاشی های جدید دیروز تکمیل شد.

we observed the layings of the fish in the pond.

ما گذاشتن ماهی ها در حوض را مشاهده کردیم.

the layings of the bricks were done with precision.

گذاشتن آجرها با دقت انجام شد.

she documented the layings of the birds for research.

او گذاشتن پرندگان را برای تحقیق مستند کرد.

the layings of the foundation were inspected by the engineer.

گذاشتن پایه توسط مهندس بازرسی شد.

his layings of ideas sparked a lively discussion.

ایده های او جرقه بحثی پر جنب و جوش را زد.

the layings of the carpet transformed the room.

گذاشتن فرش اتاق را متحول کرد.

we need to check the layings of the electrical wires.

ما باید گذاشتن سیم های برق را بررسی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید