lbf

[ایالات متحده]//ˌpiː ˈaɪ ˌef//
[بریتانیا]//ˌpiː ˈaɪ ˌef//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. پوند-نیرو (واحد نیرو)؛ Local Binary Fitting؛ Listen Before Call؛ عامل لکتو باکتری بولگاریcus
شکل‌های واژه
جمعlbf.s

عبارات و ترکیب‌ها

100 lbf

100 لیب

lbf force

نیروی لیب

lbf per inch

لیب در هر اینچ

lbf thrust

فشار لیب

lbf weight

وزن لیب

lbf torque

گشتاور لیب

lbf rating

رتبه لیب

lbf pressure

فشار لیب

total lbf

کل لیب

maximum lbf

بیشترین لیب

جملات نمونه

the engine produces 500 lbf of thrust.

موتور ۵۰۰ لیب‌فر сил تولید می‌کند.

this spring has a force rating of 250 lbf.

این فنر دارای نرخ نیروی ۲۵۰ لیب‌فر است.

the bolt can withstand 1000 lbf of tension.

پیچ می‌تواند ۱۰۰۰ لیب‌فر کشش را تحمل کند.

we need to apply at least 50 lbf of force.

ما نیاز داریم کمترین ۵۰ لیب‌فر نیرو را اعمال کنیم.

the hydraulic press generates 2000 lbf.

پرس هیدرولیک ۲۰۰۰ لیب‌فر تولید می‌کند.

the winch has a maximum pull of 750 lbf.

میلگرد حداکثر کشش ۷۵۰ لیب‌فر دارد.

measure the load in lbf for accuracy.

برای دقت، بار را به لیب‌فر اندازه‌گیری کنید.

the tension is 300 lbf per square inch.

کشش ۳۰۰ لیب‌فر در هر اینچ مربع است.

use a gauge that reads lbf units.

از یک دستگاه اندازه‌گیری استفاده کنید که واحد لیب‌فر را نشان می‌دهد.

the force gauge shows 150 lbf.

دستگاه اندازه‌گیری نیرو ۱۵۰ لیب‌فر نشان می‌دهد.

this cable is rated for 400 lbf.

این کابل برای ۴۰۰ لیب‌فر مجاز است.

the clamp applies 75 lbf of pressure.

چکش ۷۵ لیب‌فر فشار اعمال می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید