predilections

[ایالات متحده]/ˌprɛdɪˈlɛkʃənz/
[بریتانیا]/ˌprɛdɪˈlɛkʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ترجیحات یا تمایلات خاص

عبارات و ترکیب‌ها

personal predilections

ترجیحات شخصی

cultural predilections

ترجیحات فرهنگی

individual predilections

ترجیحات فردی

artistic predilections

ترجیحات هنری

social predilections

ترجیحات اجتماعی

political predilections

ترجیحات سیاسی

taste predilections

ترجیحات سلیقه ای

behavioral predilections

ترجیحات رفتاری

market predilections

ترجیحات بازار

psychological predilections

ترجیحات روانشناختی

جملات نمونه

his predilections for classical music are well known.

تمایل او به موسیقی کلاسیک به خوبی شناخته شده است.

she has a predilection for spicy food.

او علاقه زیادی به غذای تند دارد.

many have predilections that influence their career choices.

بسیاری تمایلات دارند که بر انتخاب های شغلی آنها تأثیر می گذارد.

his predilection for adventure sports is evident.

تمایل او به ورزش های ماجراجویانه آشکار است.

understanding her predilections helps in choosing the right gifts.

درک تمایلات او به انتخاب هدیه مناسب کمک می کند.

her predilections in fashion are always ahead of the trends.

تمایلات او در مد همیشه از روندها جلوتر است.

he often discusses his predilections for various cuisines.

او اغلب درباره تمایلات خود برای غذاهای مختلف صحبت می کند.

our predilections can shape our social interactions.

تمایلات ما می تواند تعاملات اجتماعی ما را شکل دهد.

she has a predilection for reading mystery novels.

او علاقه زیادی به خواندن رمان های معمایی دارد.

his predilections often lead him to unique experiences.

تمایلات او اغلب او را به تجربیات منحصر به فرد سوق می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید