learnednesses

[ایالات متحده]/ˈlɜːnɪdnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈlɜrnɪdnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت آموخته بودن یا دانا بودن

عبارات و ترکیب‌ها

learnednesses abound

وفور هوشمندی‌ها

various learnednesses

هوشمندی‌های مختلف

deep learnednesses

هوشمندی‌های عمیق

cultural learnednesses

هوشمندی‌های فرهنگی

learnednesses explored

هوشمندی‌های مورد بررسی

learnednesses shared

هوشمندی‌های به اشتراک گذاشته شده

learnednesses discussed

هوشمندی‌های مورد بحث

learnednesses valued

هوشمندی‌های ارزشمند

learnednesses recognized

هوشمندی‌های به رسمیت شناخته شده

learnednesses celebrated

هوشمندی‌های جشن گرفته شده

جملات نمونه

his learnednesses in various subjects impressed everyone.

دانش و مهارت‌های او در زمینه‌های مختلف، همه را تحت تأثیر قرار داد.

the conference showcased the learnednesses of the speakers.

کنفرانس، دانش و مهارت‌های سخنرانان را به نمایش گذاشت.

her learnednesses made her a sought-after consultant.

دانش و مهارت‌های او باعث شد که یک مشاور مورد تقاضا باشد.

we value the learnednesses of our team members.

ما به دانش و مهارت‌های اعضای تیم خود ارزش می‌دهیم.

his learnednesses allowed him to teach at a prestigious university.

دانش و مهارت‌های او به او اجازه داد در یک دانشگاه معتبر تدریس کند.

she shared her learnednesses during the workshop.

او دانش و مهارت‌های خود را در طول کارگاه به اشتراک گذاشت.

the learnednesses of the author are evident in his writing.

دانش و مهارت‌های نویسنده در نوشته‌هایش آشکار است.

his learnednesses contributed to the success of the project.

دانش و مهارت‌های او به موفقیت پروژه کمک کرد.

many admire her for her extensive learnednesses.

بسیاری او را به خاطر دانش و مهارت‌های گسترده‌اش تحسین می‌کنند.

the learnednesses displayed at the symposium were impressive.

دانش و مهارت‌هایی که در سمپوزیوم به نمایش گذاشته شد، چشمگیر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید