lenitives

[ایالات متحده]/ˈlɛnɪtɪvz/
[بریتانیا]/ˈlɛnɪtɪvz/

ترجمه

n. مواد که درد را تسکین می‌دهند یا کاهش می‌دهند
adj. دارای اثر تسکین‌دهنده یا کاهش‌دهنده

عبارات و ترکیب‌ها

soothing lenitives

خوشایند کننده

natural lenitives

طبیعی آرام‌بخش

herbal lenitives

گیاهی آرام‌بخش

effective lenitives

موثر آرام‌بخش

gentle lenitives

آرام‌بخش ملایم

pain-relieving lenitives

آرام‌بخش تسکین دهنده درد

topical lenitives

آرام‌بخش موضعی

mild lenitives

آرام‌بخش ملایم

quick lenitives

آرام‌بخش سریع

safe lenitives

آرام‌بخش ایمن

جملات نمونه

natural lenitives can help soothe irritated skin.

ملایحات طبیعی می‌توانند به تسکین پوست تحریک‌شده کمک کنند.

her gentle words served as lenitives for his troubled mind.

کلمات ملایم او به عنوان ملایحات برای ذهن پریشانش عمل کرد.

many cultures use herbal lenitives for healing purposes.

فرهنگ‌های بسیاری از ملایحات گیاهی برای اهداف درمانی استفاده می‌کنند.

lenitives like honey can ease a sore throat.

ملایحاتی مانند عسل می‌توانند گلو درد را تسکین دهند.

she found lenitives in music during stressful times.

او در زمان‌های استرس‌زا ملایحات را در موسیقی یافت.

lenitives are often used in traditional medicine.

ملایحات اغلب در طب سنتی استفاده می‌شوند.

the doctor recommended lenitives for her anxiety.

پزشک ملایحاتی را برای اضطراب او توصیه کرد.

essential oils can act as lenitives for relaxation.

روغن‌های ضروری می‌توانند به عنوان ملایحات برای آرامش عمل کنند.

lenitives in the form of teas can promote better sleep.

ملایحاتی به شکل چای می‌توانند خواب بهتری را ترویج کنند.

he sought lenitives in nature to calm his spirit.

او به دنبال ملایحات در طبیعت برای آرام کردن روحش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید