leucemias

[ایالات متحده]/ljuːˈsiːmiəz/
[بریتانیا]/luˈsimiəz/

ترجمه

n. افزایش بیش از حد در گلبول‌های سفید

عبارات و ترکیب‌ها

acute leucemias

leukemia حاد

chronic leucemias

leukemia مزمن

leucemias treatment

درمان لوسمی

leucemias symptoms

علائم لوسمی

leucemias diagnosis

تشخیص لوسمی

leucemias research

تحقیقات لوسمی

leucemias types

انواع لوسمی

leucemias causes

علت لوسمی

leucemias prognosis

پیش آگهی لوسمی

leucemias therapy

درمان لوسمی

جملات نمونه

leucemias can affect both children and adults.

لوسمی می‌تواند کودکان و بزرگسالان را تحت تأثیر قرار دهد.

there are various types of leucemias that require different treatments.

انواع مختلفی از لوسمی وجود دارد که نیاز به درمان‌های مختلفی دارد.

early diagnosis of leucemias is crucial for effective treatment.

تشخیص زودهنگام لوسمی برای درمان موثر بسیار مهم است.

research is ongoing to find better therapies for leucemias.

تحقیقات برای یافتن درمان‌های بهتر برای لوسمی ادامه دارد.

symptoms of leucemias may include fatigue and frequent infections.

علائم لوسمی ممکن است شامل خستگی و عفونت‌های مکرر باشد.

genetic factors can play a role in the development of leucemias.

عوامل ژنتیکی می‌توانند در ایجاد لوسمی نقش داشته باشند.

support groups can help families affected by leucemias.

گروه‌های حمایتی می‌توانند به خانواده‌های مبتلا به لوسمی کمک کنند.

leucemias are classified into acute and chronic forms.

لوسمی به دو دسته حاد و مزمن تقسیم می‌شود.

patients with leucemias often require chemotherapy or radiation.

بیماران مبتلا به لوسمی اغلب به شیمی درمانی یا رادیوتراپی نیاز دارند.

advancements in medicine are improving outcomes for leucemias.

پیشرفت‌ها در پزشکی، نتایج درمان لوسمی را بهبود می‌بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید