walk levelly
قدم زدن یکنواخت
Forth, improve the current situation of oligopsony and competing with low-levelly and excessively, structure the market pattern of effective competition of bank system of our country.
چهارم، وضعیت فعلی انحصار خرید را بهبود بخشید و با سطح پایین و به طرز اغراق آمیزی رقابت کنید، الگوی بازار رقابت مؤثر سیستم بانکی کشور ما را ساختار دهید.
She looked at him levelly, trying to hide her emotions.
او با نگاهی متین به او نگاه کرد و سعی کرد احساسات خود را پنهان کند.
He spoke levelly, without raising his voice.
او با لحنی متین صحبت کرد، بدون اینکه صدایش را بالا ببرد.
The teacher assessed the students' work levelly and without bias.
معلم، کار دانشآموزان را به طور متین و بدون تعصب ارزیابی کرد.
She handled the difficult situation levelly, without panicking.
او با آرامش و متانت با این موقعیت دشوار برخورد کرد، بدون اینکه دچار وحشت شود.
The CEO addressed the employees levelly, outlining the company's future plans.
مدیرعامل به طور متین به کارکنان پرداخت و برنامههای آینده شرکت را تشریح کرد.
He faced the criticism levelly, without getting defensive.
او انتقاد را با متانت و خونسردی پذیرفت، بدون اینکه دچار دفاعجویی شود.
The negotiator maintained eye contact levelly throughout the meeting.
مذاکرهکننده در طول جلسه، تماس چشمی را به طور متین حفظ کرد.
She responded to the challenge levelly, showing no signs of fear.
او با متانت و خونسردی به چالش پاسخ داد و هیچ نشانه ای از ترس نشان نداد.
The judge listened to both sides levelly before making a decision.
قاضی قبل از اتخاذ تصمیم به طور متین به هر دو طرف گوش داد.
He delivered the news levelly, trying to keep his emotions in check.
او خبر را با متانت و خونسردی اعلام کرد و سعی کرد احساسات خود را کنترل کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید