libeled

[ایالات متحده]/ˈlaɪbələd/
[بریتانیا]/ˈlaɪbələd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به بدنام کردن یا آسیب رساندن به شهرت کسی به صورت مکتوب

عبارات و ترکیب‌ها

libeled character

شخصیت مورد افترا

libeled person

شخص مورد افترا

libeled statement

اظهارات افتراآمیز

libeled article

مقاله افتراآمیز

libeled claim

ادعای افتراآمیز

libeled reputation

شهرت مورد افترا

libeled image

تصویر افتراآمیز

libeled individual

شخص مورد افترا

libeled event

رویداد افتراآمیز

جملات نمونه

she felt that she had been libeled in the article.

او احساس کرد که در مقاله مورد افترا قرار گرفته است.

the company was libeled in a recent news report.

شرکت در یک گزارش خبری اخیر مورد افترا قرار گرفت.

he decided to sue for damages after being libeled.

او پس از افترا قرار گرفتن تصمیم گرفت برای جبران خسارت شکایت کند.

many public figures have been libeled by tabloids.

بسیاری از چهره های عمومی توسط نشریات زرد مورد افترا قرار گرفته اند.

the author claimed she was libeled in the biography.

نویسنده ادعا کرد که در زندگی نامه مورد افترا قرار گرفته است.

he was angry after being libeled online.

او پس از افترا در فضای آنلاین عصبانی بود.

the court ruled that he had been libeled by the publication.

دادگاه تصمیم گرفت که او توسط نشریه مورد افترا قرار گرفته است.

libeled in the press, she fought to clear her name.

در رسانه ها مورد افترا قرار گرفت، او برای پاک کردن نام خود مبارزه کرد.

he feared being libeled during the heated debate.

او از اینکه در طول بحث داغ مورد افترا قرار بگیرد، ترسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید