liberalizes

[ایالات متحده]/ˈlɪb.ər.ə.laɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈlɪb.ər.ə.laɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع لیبرالیزه
v. شکل سوم شخص مفرد لیبرالیزه

عبارات و ترکیب‌ها

liberalizes trade

آزاد کردن تجارت

liberalizes policies

آزاد کردن سیاست‌ها

liberalizes markets

آزاد کردن بازارها

liberalizes regulations

آزاد کردن مقررات

liberalizes access

آزاد کردن دسترسی

liberalizes economy

آزاد کردن اقتصاد

liberalizes investment

آزاد کردن سرمایه‌گذاری

liberalizes services

آزاد کردن خدمات

liberalizes imports

آزاد کردن واردات

liberalizes exports

آزاد کردن صادرات

جملات نمونه

the government liberalizes trade policies to boost the economy.

دولت سیاست‌های تجاری را برای تقویت اقتصاد، آزاد می‌کند.

she believes that education liberalizes the mind.

او معتقد است که آموزش، ذهن را آزاد می‌کند.

the new law liberalizes restrictions on foreign investments.

قانون جدید، محدودیت‌ها را بر سرمایه‌گذاری‌های خارجی، آزاد می‌کند.

his views on social issues liberalize over time.

دیدگاه‌های او در مورد مسائل اجتماعی با گذشت زمان، آزادانه‌تر می‌شوند.

many countries liberalize their immigration policies.

بسیاری از کشورها سیاست‌های مهاجرتی خود را آزاد می‌کنند.

the organization aims to liberalize access to healthcare.

این سازمان هدف دارد دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی را آزاد کند.

they hope that the reform will liberalize the economy.

آنها امیدوارند که اصلاحات، اقتصاد را آزاد کند.

technology liberalizes communication across borders.

فناوری ارتباطات را از مرزها عبور کرده و آزاد می‌کند.

his argument is that art liberalizes human expression.

استدلال او این است که هنر، بیان انسان را آزاد می‌کند.

as society evolves, it liberalizes its cultural norms.

با تکامل جامعه، هنجارهای فرهنگی آن آزادانه‌تر می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید