licenser

[ایالات متحده]/ˈlaɪsə/
[بریتانیا]/ˈlaɪsənər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که مجوز می‌دهد؛ کسی که اجازه می‌دهد یا تایید می‌کند؛ یک نهاد که مجوز صادر می‌کند
Word Forms
جمعlicensers

عبارات و ترکیب‌ها

licenser agreement

توافقنامه مجوزدهنده

licenser rights

حقوق مجاز دهنده

licenser fees

هزینه های مجاز دهنده

licenser approval

تاییدیه مجاز دهنده

licenser obligations

وظایف مجاز دهنده

licenser terms

شرایط مجاز دهنده

licenser model

مدل مجاز دهنده

licenser policy

سیاست مجاز دهنده

licenser document

سند مجاز دهنده

licenser contact

تماس با مجاز دهنده

جملات نمونه

the licenser approved the new software release.

مجوزدهنده انتشار نرم‌افزار جدید را تایید کرد.

as a licenser, you must ensure compliance with the terms.

به عنوان یک مجوز دهنده، شما باید از رعایت مفاد اطمینان حاصل کنید.

the licenser issued a new set of guidelines.

مجوز دهنده مجموعه جدیدی از دستورالعمل ها را منتشر کرد.

we need to negotiate with the licenser for better terms.

ما باید با مجوز دهنده برای شرایط بهتر مذاکره کنیم.

the licenser retains the right to revoke the license.

مجوز دهنده حق لغو مجوز را برای خود حفظ می کند.

it's important for the licenser to monitor usage.

برای مجوز دهنده، نظارت بر استفاده مهم است.

the licenser provided support during the transition.

مجوز دهنده در طول دوره گذار از پشتیبانی برخوردار شد.

our company is seeking a licenser for the new technology.

شرکت ما به دنبال یک مجوز دهنده برای فناوری جدید است.

the licenser and licensee must communicate regularly.

مجوز دهنده و صاحب امتیاز باید به طور منظم با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.

understanding the role of the licenser is crucial.

درک نقش مجوز دهنده بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید