| جمع | licensers |
licenser agreement
توافقنامه مجوزدهنده
licenser rights
حقوق مجاز دهنده
licenser fees
هزینه های مجاز دهنده
licenser approval
تاییدیه مجاز دهنده
licenser obligations
وظایف مجاز دهنده
licenser terms
شرایط مجاز دهنده
licenser model
مدل مجاز دهنده
licenser policy
سیاست مجاز دهنده
licenser document
سند مجاز دهنده
licenser contact
تماس با مجاز دهنده
the licenser approved the new software release.
مجوزدهنده انتشار نرمافزار جدید را تایید کرد.
as a licenser, you must ensure compliance with the terms.
به عنوان یک مجوز دهنده، شما باید از رعایت مفاد اطمینان حاصل کنید.
the licenser issued a new set of guidelines.
مجوز دهنده مجموعه جدیدی از دستورالعمل ها را منتشر کرد.
we need to negotiate with the licenser for better terms.
ما باید با مجوز دهنده برای شرایط بهتر مذاکره کنیم.
the licenser retains the right to revoke the license.
مجوز دهنده حق لغو مجوز را برای خود حفظ می کند.
it's important for the licenser to monitor usage.
برای مجوز دهنده، نظارت بر استفاده مهم است.
the licenser provided support during the transition.
مجوز دهنده در طول دوره گذار از پشتیبانی برخوردار شد.
our company is seeking a licenser for the new technology.
شرکت ما به دنبال یک مجوز دهنده برای فناوری جدید است.
the licenser and licensee must communicate regularly.
مجوز دهنده و صاحب امتیاز باید به طور منظم با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.
understanding the role of the licenser is crucial.
درک نقش مجوز دهنده بسیار مهم است.
licenser agreement
توافقنامه مجوزدهنده
licenser rights
حقوق مجاز دهنده
licenser fees
هزینه های مجاز دهنده
licenser approval
تاییدیه مجاز دهنده
licenser obligations
وظایف مجاز دهنده
licenser terms
شرایط مجاز دهنده
licenser model
مدل مجاز دهنده
licenser policy
سیاست مجاز دهنده
licenser document
سند مجاز دهنده
licenser contact
تماس با مجاز دهنده
the licenser approved the new software release.
مجوزدهنده انتشار نرمافزار جدید را تایید کرد.
as a licenser, you must ensure compliance with the terms.
به عنوان یک مجوز دهنده، شما باید از رعایت مفاد اطمینان حاصل کنید.
the licenser issued a new set of guidelines.
مجوز دهنده مجموعه جدیدی از دستورالعمل ها را منتشر کرد.
we need to negotiate with the licenser for better terms.
ما باید با مجوز دهنده برای شرایط بهتر مذاکره کنیم.
the licenser retains the right to revoke the license.
مجوز دهنده حق لغو مجوز را برای خود حفظ می کند.
it's important for the licenser to monitor usage.
برای مجوز دهنده، نظارت بر استفاده مهم است.
the licenser provided support during the transition.
مجوز دهنده در طول دوره گذار از پشتیبانی برخوردار شد.
our company is seeking a licenser for the new technology.
شرکت ما به دنبال یک مجوز دهنده برای فناوری جدید است.
the licenser and licensee must communicate regularly.
مجوز دهنده و صاحب امتیاز باید به طور منظم با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.
understanding the role of the licenser is crucial.
درک نقش مجوز دهنده بسیار مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید