| جمع | authorizers |
authorizer approval
تاییدیه نویسنده
the authorizer
نویسنده
authorizer role
نقش نویسنده
authorizer signature
امضای نویسنده
authorizer system
سیستم نویسنده
authorizer request
درخواست نویسنده
authorizer process
فرآیند نویسنده
authorizer account
حساب نویسنده
authorizer status
وضعیت نویسنده
the authorizer confirmed the transaction was legitimate.
تاییدکننده تایید کرد که تراکنش معتبر بود.
our system requires an authorizer to approve each payment.
سیستم ما نیاز دارد تا یک تاییدکننده برای تایید هر پرداخت وجود داشته باشد.
she is the sole authorizer for this account.
او تنها تاییدکننده این حساب است.
the authorizer reviewed the application and approved it.
تاییدکننده درخواست را بررسی کرد و آن را تایید کرد.
he acted as the authorizer for his daughter's account.
او به عنوان تاییدکننده حساب دخترش عمل کرد.
the bank assigned an authorizer to oversee the process.
بانک یک تاییدکننده را برای نظارت بر روند استخدام کرد.
the authorizer's signature validated the document.
امضای تاییدکننده سند را معتبر کرد.
we need to find a reliable authorizer for our new system.
ما باید یک تاییدکننده قابل اعتماد برای سیستم جدید خود پیدا کنیم.
the authorizer's role is crucial for security.
نقش تاییدکننده برای امنیت بسیار مهم است.
the system notified the authorizer of the pending request.
سیستم درخواست معلق را به تاییدکننده اطلاع داد.
the authorizer can set spending limits on the card.
تاییدکننده میتواند محدودیتهای هزینه را روی کارت تنظیم کند.
authorizer approval
تاییدیه نویسنده
the authorizer
نویسنده
authorizer role
نقش نویسنده
authorizer signature
امضای نویسنده
authorizer system
سیستم نویسنده
authorizer request
درخواست نویسنده
authorizer process
فرآیند نویسنده
authorizer account
حساب نویسنده
authorizer status
وضعیت نویسنده
the authorizer confirmed the transaction was legitimate.
تاییدکننده تایید کرد که تراکنش معتبر بود.
our system requires an authorizer to approve each payment.
سیستم ما نیاز دارد تا یک تاییدکننده برای تایید هر پرداخت وجود داشته باشد.
she is the sole authorizer for this account.
او تنها تاییدکننده این حساب است.
the authorizer reviewed the application and approved it.
تاییدکننده درخواست را بررسی کرد و آن را تایید کرد.
he acted as the authorizer for his daughter's account.
او به عنوان تاییدکننده حساب دخترش عمل کرد.
the bank assigned an authorizer to oversee the process.
بانک یک تاییدکننده را برای نظارت بر روند استخدام کرد.
the authorizer's signature validated the document.
امضای تاییدکننده سند را معتبر کرد.
we need to find a reliable authorizer for our new system.
ما باید یک تاییدکننده قابل اعتماد برای سیستم جدید خود پیدا کنیم.
the authorizer's role is crucial for security.
نقش تاییدکننده برای امنیت بسیار مهم است.
the system notified the authorizer of the pending request.
سیستم درخواست معلق را به تاییدکننده اطلاع داد.
the authorizer can set spending limits on the card.
تاییدکننده میتواند محدودیتهای هزینه را روی کارت تنظیم کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید