prohibitor

[ایالات متحده]/prəˈhɪbɪtə/
[بریتانیا]/prəˈhɪbɪtər/

ترجمه

n. شخص یا چیزی که مانع یا محدود کننده چیزی است

جملات نمونه

the drug acts as a potent prohibitor of the enzyme.

دارو به عنوان یک مهارکننده قوی آنزیم عمل می‌کند.

we need to identify the specific prohibitor in the reaction.

ما باید مهارکننده خاص در واکنش را شناسایی کنیم.

the prohibitor can significantly reduce the rate of the reaction.

مهارکننده می‌تواند به طور قابل توجهی سرعت واکنش را کاهش دهد.

researchers discovered a new prohibitor for cancer cells.

محققان یک مهارکننده جدید برای سلول‌های سرطانی کشف کردند.

this prohibitor is essential for controlling the process.

این مهارکننده برای کنترل فرآیند ضروری است.

they are testing a natural prohibitor derived from plants.

آنها در حال آزمایش یک مهارکننده طبیعی مشتق شده از گیاهان هستند.

the prohibitor's effects were observed in clinical trials.

اثرات مهارکننده در آزمایش‌های بالینی مشاهده شد.

understanding how the prohibitor works is crucial for development.

درک نحوه عملکرد مهارکننده برای توسعه بسیار مهم است.

they developed a synthetic prohibitor to enhance efficacy.

آنها یک مهارکننده مصنوعی برای افزایش اثربخشی توسعه دادند.

the prohibitor was effective against multiple strains of bacteria.

مهارکننده در برابر چندین گونه باکتری موثر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید