licentious

[ایالات متحده]/laɪˈsenʃəs/
[بریتانیا]/laɪˈsenʃəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد انضباط اخلاقی یا نادیده گرفتن محدودیت‌های قانونی، به ویژه در رفتار جنسی.

جملات نمونه

The novel depicts a licentious lifestyle in the roaring twenties.

رمان تصویری از یک سبک زندگی بی‌بند و بار در دهه ۱۹۲۰ نشان می‌دهد.

He was known for his licentious behavior at the office parties.

او به دلیل رفتار بی‌بند و بارش در مهمانی‌های اداری مشهور بود.

The movie was criticized for its licentious scenes.

فیلم به دلیل صحنه‌های بی‌بند و بارش مورد انتقاد قرار گرفت.

She was disgusted by the licentious remarks made by her coworker.

او از اظهارات بی‌بند و بار همکارش احساس انزجار کرد.

The politician's licentious past was brought to light during the election campaign.

گذشته بی‌بند و بار سیاستمدار در طول کمپین انتخاباتی آشکار شد.

The rock star's reputation for licentious behavior preceded him wherever he went.

شهرت راک استار برای رفتار بی‌بند و بار او را در هر کجا که می‌رفت، همراه می‌کرد.

The scandalous tabloid published stories about the celebrity's licentious affairs.

روزنامه غول و غول داستان‌هایی دربارهٔ روابط بی‌بند و بار سلبریتی منتشر کرد.

The historical figure was rumored to have led a licentious lifestyle in secret.

گفته می‌شد که چهرهٔ تاریخی به طور مخفیانه یک سبک زندگی بی‌بند و بار داشته است.

The artist's paintings were criticized for their licentious depictions of nudity.

تابلوهای نقاشی هنرمند به دلیل تصاویر بی‌بند و بار از برهنگی مورد انتقاد قرار گرفتند.

The novel explores the consequences of a licentious society on its characters.

رمان پیامدهای یک جامعه بی‌بند و بار را بر شخصیت‌هایش بررسی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید