lichgates

[ایالات متحده]/ˈlɪtʃɡeɪt/
[بریتانیا]/ˈlɪtʃɡeɪt/

ترجمه

n. یک ساختار سقف‌دار در ورودی یک قبرستان برای استراحت موقت یک تابوت

عبارات و ترکیب‌ها

lichgate entrance

ورودی دروازه لچ

through the lichgate

از طریق دروازه لچ

ancient lichgate

دروازه لچ باستانی

near the lichgate

نزدیک دروازه لچ

beneath the lichgate

تحت دروازه لچ

lichgate path

مسیر دروازه لچ

lichgate arch

طاقچه دروازه لچ

at the lichgate

در دروازه لچ

lichgate view

نمای دروازه لچ

old lichgate

دروازه لچ قدیمی

جملات نمونه

the lichgate stood tall at the entrance of the cemetery.

درگاه لچ، در ورودی گورستان بلند و استوار بود.

visitors often pause at the lichgate to reflect.

بازدیدکنندگان اغلب در کنار درگاه لچ برای تفکر توقف می‌کنند.

the lichgate was adorned with intricate carvings.

درگاه لچ با حکاکی‌های پیچیده تزئین شده بود.

he felt a sense of peace as he walked through the lichgate.

او با عبور از درگاه لچ، احساس آرامش کرد.

children were warned not to play near the lichgate.

به کودکان هشدار داده شد که نزدیک درگاه لچ بازی نکنند.

the lichgate marks the boundary between life and death.

درگاه لچ مرز بین زندگی و مرگ را مشخص می‌کند.

she took a photograph of the lichgate for her collection.

او از درگاه لچ برای مجموعه خود عکس گرفت.

the lichgate creaked as the wind blew through it.

با وزش باد، درگاه لچ صدا می‌داد.

local legends speak of spirits near the lichgate.

افسانه های محلی از ارواح نزدیک درگاه لچ صحبت می کنند.

they decided to meet at the lichgate before the ceremony.

آنها تصمیم گرفتند قبل از مراسم در درگاه لچ ملاقات کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید