lifeboys

[ایالات متحده]/ˈlaɪfbɔɪz/
[بریتانیا]/ˈlaɪfbɔɪz/

ترجمه

n. جمع lifeboy؛ یک واژه که ممکن است به یک نماینده یا ویرایش اشاره کند (درواقعیت اینترنتی)

عبارات و ترکیب‌ها

be a lifeboy

یک لیفبوی باش

call a lifeboy

یک لیفبوی بپیچ

the lifeboy jumped in

لیفبوی پرید

need a lifeboy

یک لیفبوی نیاز دارم

lifeboy, help!

لیفبوی، کمک کن!

lifeboy at work

لیفبوی در حال کار کردن است

thanks, lifeboy

ممنون، لیفبوی

lifeboying around

در حال لیفبوی کردن است

he lifeboyed him

او را لیفبوی کرد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید