be a lifeboy
یک لیفبوی باش
call a lifeboy
یک لیفبوی بپیچ
the lifeboy jumped in
لیفبوی پرید
need a lifeboy
یک لیفبوی نیاز دارم
lifeboy, help!
لیفبوی، کمک کن!
lifeboy at work
لیفبوی در حال کار کردن است
thanks, lifeboy
ممنون، لیفبوی
lifeboying around
در حال لیفبوی کردن است
he lifeboyed him
او را لیفبوی کرد
be a lifeboy
یک لیفبوی باش
call a lifeboy
یک لیفبوی بپیچ
the lifeboy jumped in
لیفبوی پرید
need a lifeboy
یک لیفبوی نیاز دارم
lifeboy, help!
لیفبوی، کمک کن!
lifeboy at work
لیفبوی در حال کار کردن است
thanks, lifeboy
ممنون، لیفبوی
lifeboying around
در حال لیفبوی کردن است
he lifeboyed him
او را لیفبوی کرد
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید