likens to
مانند
likens it
مانند آن
likens himself
مانند خودش
likens her
مانند او
likens them
مانند آنها
likens us
مانند ما
likens nature
مانند طبیعت
likens art
مانند هنر
likens life
مانند زندگی
likens love
مانند عشق
she likens his voice to a soothing melody.
او صدای او را به یک ملودی آرامبخش تشبیه میکند.
the author likens the city to a living organism.
نویسنده شهر را به یک ارگانیسم زنده تشبیه میکند.
he likens her smile to a ray of sunshine.
او لبخند او را به یک پرتو آفتاب تشبیه میکند.
the teacher likens mathematics to a puzzle.
معلم ریاضیات را به یک پازل تشبیه میکند.
she likens the journey to a rollercoaster ride.
او سفر را به یک سواری هیجانانگیز تشبیه میکند.
he likens their friendship to a strong bond.
او دوستی آنها را به یک پیوند قوی تشبیه میکند.
the artist likens her paintings to windows into her soul.
هنرمند نقاشیهای او را به پنجرههایی به روحش تشبیه میکند.
she likens the challenge to climbing a mountain.
او چالش را به صعود از یک کوه تشبیه میکند.
he likens the experience to swimming in the ocean.
او تجربه را به شنا کردن در اقیانوس تشبیه میکند.
the coach likens the game to a chess match.
مربی بازی را به یک مسابقه شطرنج تشبیه میکند.
likens to
مانند
likens it
مانند آن
likens himself
مانند خودش
likens her
مانند او
likens them
مانند آنها
likens us
مانند ما
likens nature
مانند طبیعت
likens art
مانند هنر
likens life
مانند زندگی
likens love
مانند عشق
she likens his voice to a soothing melody.
او صدای او را به یک ملودی آرامبخش تشبیه میکند.
the author likens the city to a living organism.
نویسنده شهر را به یک ارگانیسم زنده تشبیه میکند.
he likens her smile to a ray of sunshine.
او لبخند او را به یک پرتو آفتاب تشبیه میکند.
the teacher likens mathematics to a puzzle.
معلم ریاضیات را به یک پازل تشبیه میکند.
she likens the journey to a rollercoaster ride.
او سفر را به یک سواری هیجانانگیز تشبیه میکند.
he likens their friendship to a strong bond.
او دوستی آنها را به یک پیوند قوی تشبیه میکند.
the artist likens her paintings to windows into her soul.
هنرمند نقاشیهای او را به پنجرههایی به روحش تشبیه میکند.
she likens the challenge to climbing a mountain.
او چالش را به صعود از یک کوه تشبیه میکند.
he likens the experience to swimming in the ocean.
او تجربه را به شنا کردن در اقیانوس تشبیه میکند.
the coach likens the game to a chess match.
مربی بازی را به یک مسابقه شطرنج تشبیه میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید