likens

[ایالات متحده]/ˈlaɪkənz/
[بریتانیا]/ˈlaɪkənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مقایسه می‌کند با; مشابه می‌سازد

عبارات و ترکیب‌ها

likens to

مانند

likens it

مانند آن

likens himself

مانند خودش

likens her

مانند او

likens them

مانند آنها

likens us

مانند ما

likens nature

مانند طبیعت

likens art

مانند هنر

likens life

مانند زندگی

likens love

مانند عشق

جملات نمونه

she likens his voice to a soothing melody.

او صدای او را به یک ملودی آرام‌بخش تشبیه می‌کند.

the author likens the city to a living organism.

نویسنده شهر را به یک ارگانیسم زنده تشبیه می‌کند.

he likens her smile to a ray of sunshine.

او لبخند او را به یک پرتو آفتاب تشبیه می‌کند.

the teacher likens mathematics to a puzzle.

معلم ریاضیات را به یک پازل تشبیه می‌کند.

she likens the journey to a rollercoaster ride.

او سفر را به یک سواری هیجان‌انگیز تشبیه می‌کند.

he likens their friendship to a strong bond.

او دوستی آنها را به یک پیوند قوی تشبیه می‌کند.

the artist likens her paintings to windows into her soul.

هنرمند نقاشی‌های او را به پنجره‌هایی به روحش تشبیه می‌کند.

she likens the challenge to climbing a mountain.

او چالش را به صعود از یک کوه تشبیه می‌کند.

he likens the experience to swimming in the ocean.

او تجربه را به شنا کردن در اقیانوس تشبیه می‌کند.

the coach likens the game to a chess match.

مربی بازی را به یک مسابقه شطرنج تشبیه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید