compares

[ایالات متحده]/kəmˈpeəz/
[بریتانیا]/kəmˈpɛrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مشابهت ها و/یا تفاوت ها را بررسی کردن؛ تشبیه کردن به؛ به عنوان مشابه نشان دادن

عبارات و ترکیب‌ها

compares favorably

به خوبی مقایسه می‌کند

compares poorly

به خوبی مقایسه نمی‌کند

compares against

مقایسه با

compares with

مقایسه با

compares to

مقایسه با

compares favorably to

به خوبی با ... مقایسه می‌کند

compares directly

به طور مستقیم مقایسه می‌کند

compares easily

به راحتی مقایسه می‌کند

compares well

به خوبی مقایسه می‌کند

جملات نمونه

she compares different brands before making a purchase.

او قبل از خرید، برندهای مختلف را مقایسه می‌کند.

the teacher compares students' performance each semester.

معلم عملکرد دانش‌آموزان را هر ترم مقایسه می‌کند.

he often compares his work to that of his colleagues.

او اغلب کار خود را با کار همکارانش مقایسه می‌کند.

this report compares the economic growth of several countries.

این گزارش رشد اقتصادی چندین کشور را مقایسه می‌کند.

the app compares prices from various online stores.

این برنامه قیمت‌ها را از فروشگاه‌های آنلاین مختلف مقایسه می‌کند.

she compares her current life to her childhood.

او زندگی فعلی خود را با دوران کودکی‌اش مقایسه می‌کند.

the study compares the effectiveness of two different treatments.

این مطالعه اثربخشی دو روش درمانی مختلف را مقایسه می‌کند.

he compares the flavors of different cuisines.

او طعم‌های غذاهای مختلف را مقایسه می‌کند.

the documentary compares past and present environmental issues.

این مستند مسائل زیست‌محیطی گذشته و حال را مقایسه می‌کند.

she compares the benefits of exercise to a healthy diet.

او فواید ورزش را با یک رژیم غذایی سالم مقایسه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید