equates

[ایالات متحده]/ɪˈkweɪts/
[بریتانیا]/ɪˈkweɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را برابر یا مشابه با دیگری در نظر می‌گیرد؛ معادل است؛ یک چیز را به عنوان همانند دیگری در نظر گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

equates to

برابر با

equates with

با ... برابر است

equates value

معادل ارزش

equates meaning

معادل معنا

equates factors

معادل عوامل

equates outcomes

معادل نتایج

equates concepts

معادل مفاهیم

equates ideas

معادل ایده ها

equates standards

معادل استانداردها

equates principles

معادل اصول

جملات نمونه

in mathematics, two plus two equates to four.

در ریاضیات، دو به علاوه دو برابر با چهار است.

his success equates to years of hard work.

موفقیت او معادل سال‌ها تلاش سخت است.

in many cultures, respect equates to kindness.

در بسیاری از فرهنگ‌ها، احترام معادل مهربانی است.

her happiness equates to spending time with family.

خوشحالی او معادل گذراندن وقت با خانواده است.

the price of the ticket equates to the quality of the show.

قیمت بلیط معادل کیفیت نمایش است.

in this context, knowledge equates to power.

در این زمینه، دانش معادل قدرت است.

his generosity equates to his strong character.

جذابیت او معادل شخصیت قوی او است.

the term 'freedom' often equates to 'independence'.

عبارت 'آزادی' اغلب معادل 'استقلال' است.

in this study, stress equates to decreased performance.

در این مطالعه، استرس معادل کاهش عملکرد است.

for many, success equates to financial stability.

برای بسیاری، موفقیت معادل ثبات مالی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید