limnings

[ایالات متحده]/ˈlɪm.nɪŋ/
[بریتانیا]/ˈlɪm.nɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال حاضر limn، به معنای به تصویر کشیدن یا توصیف کردن در نقاشی یا نوشتن
n. هنر نقاشی پرتره (تاریخی)

عبارات و ترکیب‌ها

limning beauty

نمایش زیبایی

limning details

نمایش جزئیات

limning shadows

نمایش سایه‌ها

limning emotions

نمایش احساسات

limning light

نمایش نور

limning landscapes

نمایش مناظر

limning stories

نمایش داستان‌ها

limning forms

نمایش اشکال

limning characters

نمایش شخصیت‌ها

limning visions

نمایش دیدگاه‌ها

جملات نمونه

he spent hours limning the beautiful landscape.

او ساعت‌ها به تصویر کشیدن چشم‌انداز زیبا پرداخت.

the artist is known for limning intricate details in her paintings.

هنرمند به خاطر ترسیم دقیق جزئیات در نقاشی‌هایش شناخته شده است.

limning the emotions of the characters is essential for this novel.

تصویرسازی احساسات شخصیت‌ها برای این رمان ضروری است.

she enjoys limning scenes from her favorite books.

او از به تصویر کشیدن صحنه‌هایی از کتاب‌های مورد علاقه‌اش لذت می‌برد.

the documentary focused on limning the struggles of the community.

مستند بر روی به تصویر کشیدن مشکلات جامعه تمرکز داشت.

he has a unique style of limning portraits.

او سبک منحصر به فردی در به تصویر کشیدن پرتره‌ها دارد.

limning the history of the city can be a challenging task.

تصویرسازی تاریخ شهر می‌تواند یک کار چالش‌برانگیز باشد.

the poet excels at limning vivid imagery in her verses.

شاعر در به تصویر کشیدن تصاویر زنده در اشعارش سرآمد است.

limning the beauty of nature is her passion.

تصویرسازی زیبایی طبیعت، اشتیاق اوست.

the exhibition featured artists limning their cultural heritage.

نمایشگاه هنرمندانی را به تصویر می‌کشید که به ارث فرهنگی خود می‌پرداختند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید