drawing

[ایالات متحده]/ˈdrɔːɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdrɔːɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تصویر یا نموداری که با مداد، خودکار یا موم رنگی ساخته شده است؛ هنر یا مهارت ساختن تصاویر یا نمودارها
v. کشیدن یا جابه‌جا کردن چیزی؛ ایجاد یک تصویر یا نمودار با استفاده از مداد، خودکار یا موم رنگی؛ جلب کردن یا کشیدن به درون

عبارات و ترکیب‌ها

drawing up

تهیه کردن

drawing process

فرآیند طراحی

deep drawing

کشیدن عمیق

in drawing

در طراحی

wire drawing

کشیدن مفتول

drawing die

die کششی

drawing in

جذب کردن

drawing machine

دستگاه نقاشی

engineering drawing

نقشه های مهندسی

drawing board

تخته طراحی

mechanical drawing

نقشه های مکانیکی

construction drawing

نقشه های ساختمانی

drawing force

نیروی کششی

line drawing

نقاشی خطی

drawing out

بیرون کشیدن

design drawing

نقشه طراحی

drawing design

طراحی نقاشی

cold drawing

کشیدن سرد

drawing program

برنامه نقاشی

wire drawing machine

دستگاه کشش مفتول

جملات نمونه

she is drawing the dole.

او یارانه را دریافت می‌کند.

the nights were drawing in fast.

شب‌ها به سرعت در حال نزدیک شدن بودند.

drawings of extenuated figures.

تصاویری از چهره‌های کشیده.

time was drawing on and we were no forwarder.

زمان داشت به پایان می‌رسید و ما جلو نرفتیم.

a story drawing on real events.

داستانی که بر اساس رویدادهای واقعی استوار است.

Christmas is drawing near .

کریسمس در حال نزدیک شدن است.

Charcoal drawings smudge easily.

نقاشی‌های زغاری به راحتی پخش می‌شوند.

Winter is drawing near.

زمستان در حال نزدیک شدن است.

a rough drawing; rough carpentry.

یک طرح اولیه؛ نجاری ناهموار.

allocation of special drawing right

تخصیص حق برداشت ویژه

a drawing done in a few bold lines

یک طراحی که با چند خط برجسته انجام شده است

I like drawing cats.

من از کشیدن گربه‌ها خوشم می‌آید.

Drawing is my favorite lesson.

کشیدن مورد علاقه من است.

Christmas was drawing near.

کریسمس در حال نزدیک شدن بود.

Winter is drawing on.

زمستان در حال نزدیک شدن است.

We are not hasty in drawing conclusions.

ما در نتیجه‌گیری عجله نمی‌کنیم.

نمونه‌های واقعی

So I tossed off this drawing. And I threw out an explanation with it.

من این طرح را کنار گذاشتم و در کنار آن توضیحی ارائه دادم.

منبع: The Little Prince

So this is a drawing of my preliminary design.

بنابراین این طرح اولیه من است.

منبع: TED Talks (Audio Version) February 2015 Collection

I pondered this deeply. And then, I made my first drawing.

من عمیقاً در این مورد فکر کردم. و سپس، اولین طرح خود را کشیدم.

منبع: The original soundtrack of "The Little Prince" animated movie.

Stephen is an artist who creates incredibly intricate drawings of cityscapes.

استیون یک هنرمند است که طرح های شهری بسیار پیچیده ای می کشد.

منبع: CNN 10 Student English April 2018 Compilation

And who did this drawing of you?

و چه کسی این طرح از شما را کشیده است؟

منبع: American Horror Story: Season 2

So, Squirrels, what are you drawing now?

بنابراین، سنجاب ها، شما الان چه چیزی می کشید؟

منبع: Hi! Dog Teacher (Video Version)

Charles asked him whether he was drawing pictures.

چارلز از او پرسید که آیا او نقاشی می کشد یا خیر.

منبع: Original Chinese Language Class in American Elementary Schools

Both had interest in mechanical drawing and carpentry.

هر دو به طراحی مکانیکی و نجاری علاقه داشتند.

منبع: Scientific World

He would use a drawing, and then grid it.

او از یک طرح استفاده می کرد و سپس آن را شبکه می کرد.

منبع: Secrets of Masterpieces

Something is drawing a lot of processing power.

چیزی در حال مصرف توان پردازش زیادی است.

منبع: Rick and Morty Season 1 (Bilingual)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید