limns

[ایالات متحده]/lɪmz/
[بریتانیا]/lɪmz/

ترجمه

v. به تصویر کشیدن یا توصیف کردن در نقاشی یا کلمات

عبارات و ترکیب‌ها

limns the scene

صحنه را ترسیم می‌کند

limns the details

جزئیات را ترسیم می‌کند

limns the boundaries

مرزها را ترسیم می‌کند

limns the character

شخصیت را ترسیم می‌کند

limns the landscape

مناظر را ترسیم می‌کند

limns the story

داستان را ترسیم می‌کند

limns the emotions

احساسات را ترسیم می‌کند

limns the theme

موضوع را ترسیم می‌کند

limns the vision

چشم انداز را ترسیم می‌کند

limns the truth

حقیقت را ترسیم می‌کند

جملات نمونه

her painting limns the beauty of the landscape.

نقاشی او، زیبایی منظره را به تصویر می‌کشد.

the author limns the character's struggles vividly.

نویسنده به طور زنده، مبارزات شخصیت را به تصویر می‌کشد.

this documentary limns the challenges faced by wildlife.

این مستند، چالش‌هایی را که حیات وحش با آن روبرو است، به تصویر می‌کشد.

the poem limns the essence of love and loss.

این شعر، جوهر عشق و از دست دادن را به تصویر می‌کشد.

her speech limns the importance of education.

سخنرانی او، اهمیت آموزش را به تصویر می‌کشد.

the artist limns the emotions of the crowd in his work.

هنرمند، احساسات جمعیت را در اثر خود به تصویر می‌کشد.

this novel limns the complexities of human relationships.

این رمان، پیچیدگی‌های روابط انسانی را به تصویر می‌کشد.

the film limns the historical events with great detail.

این فیلم، وقایع تاریخی را با جزئیات فراوان به تصویر می‌کشد.

his lecture limns the future of technology.

سخنرانی او، آینده فناوری را به تصویر می‌کشد.

the mural limns the community's rich cultural heritage.

این نقاشی دیواری، میراث فرهنگی غنی جامعه را به تصویر می‌کشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید