limpets

[ایالات متحده]/ˈlɪmpɪts/
[بریتانیا]/ˈlɪmpɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نرم‌تن‌های دریایی با صدف مخروطی؛ کارمندانی که به‌طور نزدیک به شغل‌های خود پایبند هستند

عبارات و ترکیب‌ها

rock limpets

حلزون‌های سنگی

limpets habitat

زیستگاه حلزون‌ها

limpets diet

رژیم غذایی حلزون‌ها

limpets species

گونه‌های حلزون‌ها

limpets collection

جمع‌آوری حلزون‌ها

limpets behavior

رفتار حلزون‌ها

limpets anatomy

آناتومی حلزون‌ها

limpets ecology

اکولوژی حلزون‌ها

limpets population

جمعیت حلزون‌ها

limpets research

تحقیقات در مورد حلزون‌ها

جملات نمونه

limpets cling tightly to rocks in tidal pools.

حلزون‌های دریایی به شدت به صخره‌ها در حوضچه‌های جزر و مدی می‌چسبند.

scientists study limpets to understand their feeding habits.

دانشمندان حلزون‌های دریایی را برای درک عادات تغذیه‌ای آنها مطالعه می‌کنند.

limpets are known for their unique shell shapes.

حلزون‌های دریایی به خاطر شکل‌های منحصر به فرد صدفشان شناخته می‌شوند.

many birds feed on limpets along the shore.

بسیاری از پرندگان در امتداد ساحل از حلزون‌های دریایی تغذیه می‌کنند.

limpets can be found in various marine environments.

حلزون‌های دریایی را می‌توان در محیط‌های دریایی مختلف یافت.

some limpets can live for over 10 years.

برخی از حلزون‌های دریایی می‌توانند بیش از 10 سال عمر کنند.

limpets play an important role in the marine ecosystem.

حلزون‌های دریایی نقش مهمی در اکوسیستم دریایی ایفا می‌کنند.

fishermen often collect limpets for bait.

ماهیتکنان اغلب حلزون‌های دریایی را برای طعمه جمع می‌کنند.

observing limpets can provide insights into marine biology.

مشاهده حلزون‌های دریایی می‌تواند بینش‌هایی در مورد زیست‌شناسی دریایی ارائه دهد.

limpets are an essential food source for many marine species.

حلزون‌های دریایی یک منبع غذایی ضروری برای بسیاری از گونه‌های دریایی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید