limpkin

[ایالات متحده]/ˈlɪmp.kɪn/
[بریتانیا]/ˈlɪmp.kɪn/

ترجمه

n. نوعی پرنده آب‌نشین؛ پرنده Aramus guarauna
Word Forms
جمعlimpkins

عبارات و ترکیب‌ها

limpkin call

تماشاگاه

limpkin habitat

زیستگاه سگک

limpkin bird

پرنده سگک

limpkin feeding

تغذیه سگک

limpkin sighting

مشاهدۀ سگک

limpkin behavior

رفتار سگک

limpkin nest

لانه سگک

limpkin population

جمعیت سگک

limpkin migration

مهاجرت سگک

limpkin species

گونه‌های سگک

جملات نمونه

the limpkin is known for its distinctive call.

مرغ شاپرتی به خاطر صدای مشخصش شناخته شده است.

many people enjoy watching the limpkin in its natural habitat.

بسیاری از مردم از تماشای مرغ شاپرتی در زیستگاه طبیعی آن لذت می برند.

the limpkin feeds primarily on snails and other aquatic creatures.

مرغ شاپرتی عمدتاً از صدف ها و سایر موجودات آبزی تغذیه می کند.

conservation efforts are important for the limpkin's survival.

تلاش های حفاظتی برای بقای مرغ شاپرتی مهم هستند.

in some regions, the limpkin is considered a threatened species.

در برخی مناطق، مرغ شاپرتی به عنوان گونه ای در معرض خطر در نظر گرفته می شود.

photographers often seek out the limpkin for wildlife shots.

عکاسان اغلب مرغ شاپرتی را برای عکس های حیات وحشی به دنبال می گردند.

the limpkin's long legs help it wade through shallow waters.

پاهای بلند مرغ شاپرتی به آن کمک می کند تا در آب های کم عمق قدم بزند.

listening to the limpkin's calls can be a soothing experience.

گوش دادن به صدای مرغ شاپرتی می تواند یک تجربه آرامش بخش باشد.

local guides often share information about the limpkin's behavior.

راهنمایان محلی اغلب اطلاعاتی در مورد رفتار مرغ شاپرتی به اشتراک می گذارند.

the limpkin's habitat includes wetlands and marshy areas.

زیستگاه مرغ شاپرتی شامل مناطق مرطوب و باتحاله است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید