railbird

[ایالات متحده]/ˈreɪlˌbɜːd/
[بریتانیا]/ˈreɪlˌbɜrd/

ترجمه

n. تماشاچی در پیست مسابقه؛ علاقه‌مند به مسابقات اسب‌دوانی
Word Forms
جمعrailbirds

عبارات و ترکیب‌ها

railbird watching

تماشای ریل‌بیرد

railbird mentality

نگرش ریل‌بیرد

railbird behavior

رفتار ریل‌بیرد

railbird culture

فرهنگ ریل‌بیرد

railbird perspective

دیدگاه ریل‌بیرد

railbird analysis

تجزیه و تحلیل ریل‌بیرد

railbird insights

بینش‌های ریل‌بیرد

railbird community

جامعه ریل‌بیرد

railbird trends

روندهای ریل‌بیرد

railbird discussions

بحث‌های ریل‌بیرد

جملات نمونه

the railbird watched the race closely.

تماشاگر مسابقه، مسابقه را با دقت تماشا کرد.

many railbirds gather at the track on weekends.

بسیاری از تماشاگران در آخر هفته ها در پیست جمع می شوند.

she felt like a railbird at the horse racing event.

او در مسابقه اسب سواری احساس می کرد مثل یک تماشاگر است.

railbirds often share tips about the best bets.

تماشاگران اغلب نکاتی در مورد بهترین شرط ها به اشتراک می گذارند.

he enjoyed being a railbird at the dog races.

او از اینکه تماشاگر مسابقات سگ بود لذت برد.

the railbird cheered as the horses raced by.

تماشاگر در حالی که اسب ها از کنارش عبور می کردند تشویق کرد.

railbirds often analyze the odds before placing bets.

تماشاگران اغلب قبل از قرار دادن شرط ها شانس ها را تجزیه و تحلیل می کنند.

being a railbird can be quite exciting during big events.

تماشاگر بودن می تواند در طول رویدادهای بزرگ بسیار هیجان انگیز باشد.

he was known as a railbird who always had the latest news.

او به عنوان تماشاگر شناخته می شد که همیشه آخرین اخبار را داشت.

railbirds often place bets based on their observations.

تماشاگران اغلب بر اساس مشاهدات خود شرط می گذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید