lineal

[ایالات متحده]/ˈlɪniəl/
[بریتانیا]/ˈlɪniəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به نسل مستقیم یا نژاد؛ به صورت خطی، خطی

عبارات و ترکیب‌ها

lineal descendants

تبارزادی

lineal relationship

نسبت خانوادگی

نمونه‌های واقعی

Hence the origin of the right of primogeniture, and of what is called lineal succession.

بنابراین، منشا حق تفتیش و آنچه که جانشین‌گیری خطی نامیده می‌شود.

منبع: The Wealth of Nations (Part Three)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید