lingenberries

[ایالات متحده]/ˈlɪŋɡənˌbɛri/
[بریتانیا]/ˈlɪŋɡənˌbɛri/

ترجمه

n. نوعی توت که به عنوان توت گاوی نیز شناخته می‌شود.; توت گاوی.

عبارات و ترکیب‌ها

fresh lingenberry

برگ جدید لِنگِن‌بری

lingenberry jam

ژله لِنگِن‌بری

lingenberry sauce

سس لِنگِن‌بری

lingenberry pie

پای لِنگِن‌بری

lingenberry juice

آبمیوه لِنگِن‌بری

dried lingenberry

لِنگِن‌بری خشک شده

lingenberry extract

عصاره لِنگِن‌بری

lingenberry tea

چای لِنگِن‌بری

sweet lingenberry

لِنگِن‌بری شیرین

wild lingenberry

لِنگِن‌بری وحشی

جملات نمونه

i made a delicious lingenberry jam for breakfast.

من مربای خوشمزه لِنگِن‌بِری درست کردم تا برای صبحانه بخورم.

she added lingenberry sauce to her dessert.

او سس لِنگِن‌بِری به دسرش اضافه کرد.

lingenberry tea is a refreshing drink in summer.

چای لِنگِن‌بِری یک نوشیدنی خنک‌کننده در تابستان است.

he enjoys picking lingenberries in the forest.

او از چیدن لِنگِن‌بِری در جنگل لذت می‌برد.

lingenberry muffins are a popular snack.

مافین لِنگِن‌بِری یک میان‌وعده محبوب است.

they served lingenberry pie at the party.

آنها پای لِنگِن‌بِری در مهمانی سرو کردند.

the lingenberry plant thrives in acidic soil.

گیاه لِنگِن‌بِری در خاک اسیدی به خوبی رشد می‌کند.

she loves the tart flavor of lingenberries.

او طعم ترش لِنگِن‌بِری را دوست دارد.

we went to the market to buy fresh lingenberries.

ما برای خرید لِنگِن‌بِری تازه به بازار رفتیم.

lingenberry extract is often used in cosmetics.

عصاره لِنگِن‌بِری اغلب در لوازم آرایشی استفاده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید