linguistical

[ایالات متحده]/lɪŋˈɡwɪstɪkəl/
[بریتانیا]/lɪŋˈɡwɪstɪkəl/

ترجمه

adj. مربوط به زبان یا زبان‌شناسی

عبارات و ترکیب‌ها

linguistical analysis

تجزیه و تحلیل زبانی

linguistical diversity

تنوع زبانی

linguistical skills

مهارت‌های زبانی

linguistical research

تحقیقات زبانی

linguistical features

ویژگی‌های زبانی

linguistical context

زمینه زبانی

linguistical theory

نظریه زبانی

linguistical variation

تغییرات زبانی

linguistical identity

هویت زبانی

linguistical competence

توانایی‌های زبانی

جملات نمونه

her linguistical skills are impressive.

مهارت‌های زبانی او بسیار چشمگیر است.

he has a strong linguistical background in several languages.

او دارای پیشینه قوی زبانی در چندین زبان است.

linguistical diversity can enrich a culture.

تنوع زبانی می‌تواند فرهنگ را غنی کند.

they studied linguistical patterns in different dialects.

آنها الگوهای زبانی را در لهجه‌های مختلف مطالعه کردند.

her linguistical talent helped her learn new languages quickly.

استعداد زبانی او به او کمک کرد تا به سرعت زبان‌های جدیدی یاد بگیرد.

the linguistical analysis revealed interesting findings.

تحلیل زبانی یافته‌های جالب توجهی را نشان داد.

he enjoys linguistical challenges in language learning.

او از چالش‌های زبانی در یادگیری زبان لذت می‌برد.

linguistical nuances can change the meaning of a sentence.

باریک‌بینی‌های زبانی می‌توانند معنای یک جمله را تغییر دهند.

she wrote a paper on linguistical evolution.

او مقاله ای در مورد تکامل زبانی نوشت.

linguistical proficiency is essential for effective communication.

تسلط زبانی برای برقراری ارتباط موثر ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید