linker

[ایالات متحده]/'lɪŋkɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اتصال دهنده; پیوند دهنده

عبارات و ترکیب‌ها

dynamic linker

راه‌انداز پویا

cross linker

اتصال‌دهنده متقابل

جملات نمونه

This methodology involves the deployment of a photolabile linker to “cage” a polypeptide chain to form a non-native state.

این روش شامل استقرار یک اتصال دهنده حساس به نور برای "محافظت" از یک زنجیره پپتیدی برای تشکیل یک حالت غیر بومی است.

the second group is made by mixing up cross linker, accelerator, softener, densifier, mold preventive and stuffing etc.

گروه دوم با مخلوط کردن اتصال دهنده متقاطع، شتاب دهنده، نرم کننده، متراکم کننده، پیشگیری از قالب و مواد پر کننده و غیره تشکیل شده است.

Heat-sensitive layer usually consists of a prefilming, cross-linker, infrared absorption dyes and generant of photothermic acid.

لایه حساس به گرما معمولاً از یک پیش‌فیلم، اتصال‌دهنده متقابل، رنگدانه‌های جذب مادون قرمز و تولیدکننده اسید فتوتورمی تشکیل شده است.

The synthesis processes of polyethyleneglycol diacrylate cross-linker of the super absorbent polymer were studied.

فرآیندهای سنتز پیوند متقاطع دی‌اکریلات پلی‌اتیلن‌گلیکول از پلیمر جاذب بسیار بالا مورد مطالعه قرار گرفت.

Concentrate hydrosilicone oil, tetramethyl dihydro disiloxane, hexamethyldisiloxane and D4 were used to synthesize the cross linker of low-hydro silicone oil required in experiments.

روغن سیلیکونی متراکم، تترا متیل دی هیدرو دیزوکسان، هگزامتیل دیزوکسان و D4 برای سنتز پیوند عرضی روغن سیلیکونی کم هیدرو مورد نیاز در آزمایشات استفاده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید