liquidities

[ایالات متحده]/lɪkˈwɪdɪtiz/
[بریتانیا]/lɪkˈwɪdəˌtiz/

ترجمه

n. در دسترس بودن دارایی‌های نقدی برای یک بازار یا شرکت

عبارات و ترکیب‌ها

liquidities management

مدیریت نقدینگی

liquidities analysis

تجزیه و تحلیل نقدینگی

liquidities risk

ریسک نقدینگی

liquidities position

جایگاه نقدینگی

liquidities crisis

بحران نقدینگی

liquidities strategy

استراتژی نقدینگی

liquidities flow

جریان نقدینگی

liquidities forecast

پیش‌بینی نقدینگی

liquidities ratio

نسبت نقدینگی

liquidities support

حمایت نقدینگی

جملات نمونه

companies need to manage their liquidities effectively.

شرکت‌ها باید به طور مؤثر موجودی خود را مدیریت کنند.

high liquidities can indicate a healthy financial position.

حجم نقدینگی بالا می‌تواند نشان‌دهنده یک موقعیت مالی سالم باشد.

investors often look for assets with strong liquidities.

سرمایه‌گذاران اغلب به دنبال دارایی‌هایی با نقدینگی قوی هستند.

maintaining sufficient liquidities is crucial for businesses.

حفظ نقدینگی کافی برای کسب و کارها بسیار مهم است.

the bank reported an increase in its liquidities this quarter.

بانک گزارش کرد که میزان نقدینگی آن در این فصل افزایش یافته است.

effective cash flow management ensures better liquidities.

مدیریت مؤثر جریان نقدی، نقدینگی بهتری را تضمین می‌کند.

liquidities can fluctuate based on market conditions.

نقدینگی می‌تواند بر اساس شرایط بازار نوسان داشته باشد.

businesses often face challenges in managing their liquidities.

کسب و کارها اغلب با چالش‌هایی در مدیریت نقدینگی خود روبرو هستند.

understanding liquidities is essential for financial analysts.

درک نقدینگی برای تحلیلگران مالی ضروری است.

liquidities play a key role in investment strategies.

نقدینگی نقش کلیدی در استراتژی‌های سرمایه‌گذاری ایفا می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید