soft lisps
لن لن های ملایم
childish lisps
لن لن های کودکانه
gentle lisps
لن لن های آرام
whispered lisps
لن لن های زمزمه مانند
playful lisps
لن لن های بازیگوشانه
delicate lisps
لن لن های ظریف
sweet lisps
لن لن های شیرین
mischievous lisps
لن لن های شیطانانه
faint lisps
لن لن های ضعیف
articulate lisps
لن لن های واضح
she speaks with a slight lisp.
او با لکنت خفیف صحبت میکند.
his lisp makes him sound younger.
لکنت او باعث میشود جوانتر به نظر برسد.
many children grow out of their lisps.
بسیاری از کودکان از لکنت خود رهایی مییابند.
she was teased for her lisp in school.
او در مدرسه به خاطر لکنتش مورد تمسخر قرار گرفت.
he practiced speaking to reduce his lisp.
او برای کاهش لکنتش تمرین صحبت کردن کرد.
her lisp added charm to her personality.
لکنت او جذابیت خاصی به شخصیتش بخشید.
it's important to be patient with someone who has a lisp.
با کسی که لکنت دارد، صبر کردن مهم است.
he was embarrassed by his lisp during the presentation.
او در طول ارائه به خاطر لکنتش خجالت میکشید.
speech therapy can help with a lisp.
گفتاردرمانی میتواند به رفع لکنت کمک کند.
her lisp became less noticeable over time.
لکنت او با گذشت زمان کمتر قابل توجه شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید