liter

[ایالات متحده]/ˈliːtə/
[بریتانیا]/ˈliːtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحدی از ظرفیت برابر با ۱۰۰۰ سانتی‌متر مکعب؛ در شیمی برای اندازه‌گیری حجم استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

liter of water

لیتر آب

liter of milk

لیتر شیر

liter bottle

بطری لیتر

liter measurement

اندازه گیری لیتر

liter per minute

لیتر در دقیقه

liter capacity

ظرفیت لیتر

liter scale

مقیاس لیتر

liter size

اندازه لیتر

liter jug

دیگ لیتر

liter container

ظرف لیتر

جملات نمونه

the bottle holds one liter of water.

بطری یک لیتر آب در خود جای می‌دهد.

he drank two liters of juice at the party.

او دو لیتر آبمیوه را در مهمانی نوشید.

the recipe requires three liters of milk.

دستور غذا به سه لیتر شیر نیاز دارد.

we need a liter of paint for the project.

ما برای پروژه به یک لیتر رنگ نیاز داریم.

she bought a liter of olive oil.

او یک لیتر روغن زیتون خرید.

the tank can hold up to fifty liters of fuel.

این مخزن می‌تواند تا پنجاه لیتر سوخت را در خود جای دهد.

i measured out a liter of water for cooking.

من یک لیتر آب برای پخت و پز اندازه گرفتم.

he filled the car with twenty liters of gasoline.

او با بیست لیتر بنزین ماشین را پر کرد.

she poured a liter of soda into the pitcher.

او یک لیتر نوشابه را در پارچ ریخت.

they sell milk by the liter at the store.

آنها شیر را به لیتر در مغازه می‌فروشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید