litmus

[ایالات متحده]/'lɪtməs/
[بریتانیا]/ˈlɪtməs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک معرف شیمیایی که برای آزمایش اسیدیته یا قلیایی بودن استفاده می‌شود
Word Forms
جمعlitmuss

عبارات و ترکیب‌ها

litmus test

آزمون نشانه

litmus paper

کاغذ litmus

litmus solution

محلول litmus

litmus indicator

نشانگر litmus

جملات نمونه

effectiveness in these areas is often a good litmus test of overall quality.

اثربخشی در این مناطق اغلب یک آزمون خوب برای ارزیابی کیفیت کلی است.

Litmus paper turns red on contact with an acid.

کاغذ بارومتر در تماس با اسید قرمز می‌شود.

The litmus test for success in this job is meeting deadlines.

آزمون بارومتر برای موفقیت در این شغل، رعایت مهلت‌ها است.

Her reaction to criticism is often a litmus test of her maturity.

واکنش او به انتقاد اغلب آزمونی از بلوغ اوست.

His honesty is the litmus test of his character.

صداقت او آزمونی برای شخصیت اوست.

The litmus paper turned red in the presence of an acid.

کاغذ بارومتر در حضور اسید قرمز شد.

The litmus test revealed the acidity of the solution.

آزمون بارومتر اسیدی بودن محلول را نشان داد.

Using a litmus test, we can determine the pH level of a substance.

با استفاده از یک آزمون بارومتر، می‌توان سطح pH یک ماده را تعیین کرد.

The litmus paper remained blue in the presence of a base.

کاغذ بارومتر در حضور باز آبی باقی ماند.

The litmus test showed that the solution was neutral.

آزمون بارومتر نشان داد که محلول خنثی است.

The litmus test is commonly used in chemistry experiments.

آزمون بارومتر معمولاً در آزمایش‌های شیمی استفاده می‌شود.

The litmus test can help identify the nature of a substance.

آزمون بارومتر می‌تواند به شناسایی ماهیت یک ماده کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید