loader

[ایالات متحده]/'ləudə/
[بریتانیا]/ˈlodɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که کالاها را بارگیری می‌کند; برنامه‌ای که بارگیری می‌کند; تجهیزات بارگیری; دستگاه پرکن.

عبارات و ترکیب‌ها

front end loader

لودر جلویی

bucket loader

لودر سهمی

wheel loader

لودر چرخشی

boot loader

بارگذار بوت

جملات نمونه

They work as loaders for hunters.

آنها به عنوان بارگیر برای شکارچیان کار می کنند.

full-face excavator, large-tonnage hydraulic excavator, heavy-tonnage loader, autocrane series, medium and small tonnage and multifunctional loaders.

بیل مکانیکی تمام صورت، بیل مکانیکی هیدرولیک با ظرفیت بالا، لودر سنگین، سری اتوکرین، متوسط ​​و کوچک و لودرهای چند منظوره.

3.Give priority to develop and manufacture full-face excavator, large-tonnage hydraulic excavator, heavy-tonnage loader, autocrane series, medium and small tonnage and multifunctional loaders.

3. اولویت دادن به توسعه و تولید بیل مکانیکی تمام صورت، بیل مکانیکی هیدرولیک با ظرفیت بالا، لودر سنگین، سری اتوکرین، متوسط ​​و کوچک و لودرهای چند منظوره.

If the class was loaded by the bootstrap class loader the set of packages loaded from CLASSPATH is searched to find the package of the class.

اگر کلاس توسط بارگیر کلاس بوت استرپپ بارگذاری شده باشد، مجموعه بسته های بارگذاری شده از CLASSPATH برای یافتن بسته کلاس جستجو می شود.

The front-end loader was used to move the heavy materials.

لودر جلویی برای جابجایی مصالح سنگین استفاده شد.

The loader was responsible for filling the trucks with sand.

لودر مسئول پر کردن کامیون ها با شن بود.

The loader operator skillfully maneuvered the machine around the construction site.

اپراتور لودر به طور ماهرانه دستگاه را در اطراف محل ساخت و ساز حرکت داد.

The loader is an essential piece of equipment in the mining industry.

لودر یک قطعه ضروری تجهیزات در صنعت معدن است.

The loader driver carefully loaded the crates onto the truck.

راننده لودر با دقت جعبه ها را روی کامیون بار کرد.

The loader attachment made it easier to lift and transport heavy objects.

اتصال لودر بلند کردن و حمل اشیاء سنگین را آسان تر کرد.

The loader was used to clear debris from the construction site.

از لودر برای پاک کردن زباله ها از محل ساخت و ساز استفاده شد.

The loader's bucket capacity determines how much material it can carry.

ظرفیت سینی لودر تعیین می کند که چه مقدار مصالح می تواند حمل کند.

The loader was equipped with a hydraulic system for efficient operation.

لودر مجهز به سیستم هیدرولیک برای عملکرد کارآمد بود.

The loader was parked in the equipment yard after a long day of work.

لودر پس از یک روز طولانی کار در محوطه تجهیزات پارک شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید