loathings

[ایالات متحده]/ˈləʊðɪŋz/
[بریتانیا]/ˈloʊðɪŋz/

ترجمه

n. نفرت یا انزجار شدید
adj. بیان کننده نفرت قوی
vt. احساس نفرت شدید کردن

عبارات و ترکیب‌ها

deep loathings

نفرت‌های عمیق

personal loathings

نفرت‌های شخصی

mutual loathings

نفرت‌های متقابل

hidden loathings

نفرت‌های پنهان

strong loathings

نفرت‌های قوی

unspoken loathings

نفرت‌های بیان نشده

shared loathings

نفرت‌های مشترک

irrational loathings

نفرت‌های غیرمنطقی

cultural loathings

نفرت‌های فرهنگی

deep-seated loathings

نفرت‌های ریشه‌دار

جملات نمونه

her loathings for certain foods are well-known among her friends.

نفرت او از برخی غذاها در بین دوستانش کاملاً شناخته شده است.

he expressed his loathings for dishonesty in his speech.

او نفرت خود را از صداقت در سخنرانی خود بیان کرد.

many people have loathings for crowded places.

بسیاری از مردم از مکان های شلوغ متنفرند.

her loathings often stem from past experiences.

نفرت او اغلب از تجربیات گذشته نشأت می گیرد.

he has a few loathings that he tries to keep to himself.

او چند نفرتی دارد که سعی می کند آنها را برای خود نگه دارد.

his loathings can make social gatherings quite uncomfortable.

نفرت او می تواند گردهمایی های اجتماعی را بسیار ناراحت کننده کند.

loathings can often be irrational and hard to explain.

نفرت ها اغلب می توانند غیرمنطقی و توضیح دادن آنها دشوار باشد.

she tried to overcome her loathings through exposure therapy.

او سعی کرد از طریق درمان قرار گرفتن در معرض، نفرت خود را غلبه کند.

his loathings for certain types of music are quite strong.

نفرت او از انواع خاصی از موسیقی بسیار زیاد است.

understanding one's loathings can lead to personal growth.

درک نفرت های یک فرد می تواند منجر به رشد شخصی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید