hatreds

[ایالات متحده]/ˈheɪtrɪdz/
[بریتانیا]/ˈheɪtrɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احساسات شدید ناپسند یا تنفر؛ چیزهایی که مورد نفرت هستند

عبارات و ترکیب‌ها

deep hatreds

کینه‌های عمیق

old hatreds

کینه‌های قدیمی

mutual hatreds

کینه‌های متقابل

lingering hatreds

کینه‌های طولانی‌مدت

hatreds grow

کینه‌ها رشد می‌کنند

hatreds fester

کینه‌ها آلوده می‌شوند

hatreds unite

کینه‌ها متحد می‌شوند

hatreds collide

کینه‌ها با هم برخورد می‌کنند

hatreds divide

کینه‌ها تقسیم می‌کنند

hatreds linger

کینه‌ها باقی می‌مانند

جملات نمونه

hatreds can fester if left unaddressed.

نفرت‌ها می‌توانند اگر مورد رسیدگی قرار نگیرند، آلوده شوند.

we must learn to overcome our hatreds.

ما باید یاد بگیریم که بر نفرت‌های خود غلبه کنیم.

hatreds often lead to conflict and division.

نفرت‌ها اغلب منجر به درگیری و تفرقه می‌شوند.

he expressed his hatreds through his art.

او نفرت‌های خود را از طریق هنر خود بیان کرد.

hatreds can blind us to the truth.

نفرت‌ها می‌توانند ما را از حقیقت کور کنند.

they tried to heal the hatreds between the communities.

آنها سعی کردند نفرت‌ها بین جوامع را التیام بخشند.

hatreds can be passed down through generations.

نفرت‌ها می‌توانند از طریق نسل‌ها منتقل شوند.

she struggled with her own hatreds and biases.

او با نفرت‌ها و تعصبات خود دست و پنجه نرم کرد.

hatreds can be transformed into understanding.

می‌توان نفرت‌ها را به درک تبدیل کرد.

he spoke about the hatreds that divided them.

او در مورد نفرت‌هایی که آن‌ها را از هم جدا می‌کرد صحبت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید