lobar

[ایالات متحده]/ˈləʊ.bɑː/
[بریتانیا]/ˈloʊ.bɑːr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به لوب

عبارات و ترکیب‌ها

lobar pneumonia

پنومونی لوبار

lobar resection

برداشت لوبار

lobar hemorrhage

خونریزی لوبار

lobar stroke

سکته لوبار

lobar infection

عفونت لوبار

lobar lesion

تغییرات لوبار

lobar collapse

فتراق لوبار

lobar mass

توده لوبار

lobar drainage

دفع لوبار

lobar expansion

گسترش لوبار

جملات نمونه

the lobar pneumonia was diagnosed after several tests.

پنومونی لوبار پس از چندین تست تشخیص داده شد.

she is studying the effects of lobar lesions on cognitive function.

او در حال بررسی اثرات ضایعات لوبار بر عملکرد شناختی است.

lobar infections can be severe if not treated promptly.

عفونت‌های لوبار می‌توانند شدید باشند اگر به سرعت درمان نشوند.

the doctor explained the symptoms of lobar bronchitis.

پزشک علائم برونشیت لوبار را توضیح داد.

early detection of lobar pneumonia is crucial for recovery.

تشخیص زودهنگام پنومونی لوبار برای بهبودی بسیار مهم است.

he has a lobar obstruction that needs immediate attention.

او یک انسداد لوبار دارد که نیاز به توجه فوری دارد.

research shows lobar involvement in various lung diseases.

تحقیقات نشان می‌دهد که لوبار در بیماری‌های مختلف ریوی نقش دارد.

the patient was treated for lobar consolidation.

بیمار برای درهم‌ریختگی لوبار درمان شد.

lobar pathology can indicate more serious underlying issues.

پاتولوژی لوبار می‌تواند نشان‌دهنده مشکلات زمینه‌ای جدی‌تر باشد.

understanding lobar anatomy is essential for medical students.

درک آناتومی لوبار برای دانشجویان پزشکی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید