lobbyists

[ایالات متحده]/ˈlɒbɪɪsts/
[بریتانیا]/ˈlɑːbiɪsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که سعی در تأثیرگذاری بر قانونگذاران یا سایر مقامات عمومی دارند

عبارات و ترکیب‌ها

lobbyists group

گروه‌های لابی‌گران

lobbyists influence

تاثیر لابی‌گران

lobbyists agenda

برنامه لابی‌گران

lobbyists fees

حقوق لابی‌گران

lobbyists access

دسترسی لابی‌گران

lobbyists tactics

تاکتیک‌های لابی‌گران

lobbyists regulation

تنظیمات لابی‌گران

lobbyists network

شبکه لابی‌گران

lobbyists activities

فعالیت‌های لابی‌گران

lobbyists campaign

کمپین لابی‌گران

جملات نمونه

lobbyists often influence government policies.

لابی‌گران اغلب بر سیاست‌های دولت تأثیر می‌گذارند.

many lobbyists represent large corporations.

بسیاری از لابی‌گران نماینده شرکت‌های بزرگ هستند.

lobbyists are crucial in shaping legislation.

لابی‌گران در شکل‌دهی قوانین بسیار حیاتی هستند.

some lobbyists work for non-profit organizations.

برخی از لابی‌گران برای سازمان‌های غیرانتفاعی کار می‌کنند.

lobbyists often meet with lawmakers to discuss issues.

لابی‌گران اغلب با قانون‌گذاران برای بحث در مورد مسائل ملاقات می‌کنند.

there are strict regulations governing lobbyists' activities.

قوانین سختگیرانه‌ای وجود دارد که فعالیت‌های لابی‌گران را تنظیم می‌کند.

lobbyists play a significant role in elections.

لابی‌گران نقش مهمی در انتخابات ایفا می‌کنند.

some lobbyists focus on environmental issues.

برخی از لابی‌گران بر مسائل زیست‌محیطی تمرکز می‌کنند.

lobbyists often provide research and data to support their claims.

لابی‌گران اغلب تحقیقات و داده‌هایی را برای حمایت از ادعای خود ارائه می‌دهند.

many lobbyists are former government officials.

بسیاری از لابی‌گران مقامات دولتی سابق هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید