lobectomy

[ایالات متحده]/ləʊˈbɛktəmi/
[بریتانیا]/loʊˈbɛktəmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جراحی برداشت یک لوب از یک ارگان
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

lobectomy procedure

روش لاوبکتومی

lobectomy recovery

بهبودی بعد از لاوبکتومی

lobectomy risks

خطرات لاوبکتومی

lobectomy benefits

مزایای لاوبکتومی

lobectomy surgery

جراحی لاوبکتومی

lobectomy complications

عوارض لاوبکتومی

lobectomy indications

نشانه‌های لاوبکتومی

lobectomy techniques

تکنیک‌های لاوبکتومی

lobectomy outcomes

نتایج لاوبکتومی

lobectomy guidelines

دستورالعمل‌های لاوبکتومی

جملات نمونه

the doctor recommended a lobectomy to remove the tumor.

پزشک عمل برداشتن لوب را برای برداشتن تومور توصیه کرد.

after the lobectomy, the patient required several weeks of recovery.

پس از لوبکتومی، بیمار به چند هفته استراحت نیاز داشت.

lobectomy is often performed for lung cancer treatment.

لوبکتومی اغلب برای درمان سرطان ریه انجام می شود.

she experienced complications after her lobectomy.

او پس از لوبکتومی دچار عوارض شد.

the success rate of lobectomy is quite high.

نرخ موفقیت لوبکتومی بسیار زیاد است.

patients must discuss the risks of lobectomy with their surgeon.

بیماران باید خطرات لوبکتومی را با جراح خود در میان بگذارند.

she was relieved to learn that a lobectomy was the best option.

او از این که متوجه شد لوبکتومی بهترین گزینه است، احساس راحتی کرد.

post-lobectomy care includes regular follow-up appointments.

مراقبت های پس از لوبکتومی شامل قرار ملاقات های منظم پیگیری می شود.

the lobectomy procedure typically lasts a few hours.

روش لوبکتومی معمولاً چند ساعت طول می کشد.

he was nervous about undergoing a lobectomy.

او در مورد انجام لوبکتومی مضطرب بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید