lobos

[ایالات متحده]/ˈləʊbəʊ/
[بریتانیا]/ˈloʊboʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گرگ; گرگ خاکستری بومی شمال آمریکای شمالی (جمع: لابوس)

عبارات و ترکیب‌ها

lobo wolf

گرگ لوبو

lobo pack

گله لوبو

lobo howl

غرش لوبو

lobo territory

سرزمین لوبو

lobo habitat

زیستگاه لوبو

lobo sighting

مشاهده لوبو

lobo conservation

حفظ و نگهداری لوبو

lobo behavior

رفتار لوبو

lobo species

گونه لوبو

lobo tracking

ردیابی لوبو

جملات نمونه

the lobo howls at the moon.

گربه رها در زیر مهتاب زوزه می‌کشد.

the lobo is a symbol of wilderness.

گربه رها نماد طبیعت وحشی است.

many stories feature the lobo as a cunning character.

در بسیاری از داستان‌ها، گربه رها به عنوان شخصیتی حیله‌گر به تصویر کشیده شده است.

the lobo hunts in packs.

گربه رها به صورت گروهی شکار می‌کند.

people often fear the lobo due to its reputation.

به دلیل شهرت خود، مردم اغلب از گربه رها می‌ترسند.

the lobo plays an important role in the ecosystem.

گربه رها نقش مهمی در اکوسیستم ایفا می‌کند.

conservation efforts aim to protect the lobo.

تلاش‌های حفاظتی برای محافظت از گربه رها هدف‌گذاری شده‌اند.

the lobo's territory can be vast.

منطقه شکار گربه رها می‌تواند بسیار وسیع باشد.

in folklore, the lobo is often portrayed as a villain.

در فولکلور، گربه رها اغلب به عنوان یک شخصیت منفی به تصویر کشیده می‌شود.

the lobo's keen senses help it survive.

حواس قوی گربه رها به آن کمک می‌کند تا زنده بماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید