lofted

[ایالات متحده]/ˈlɒftɪd/
[بریتانیا]/ˈlɔːftɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته loft؛ به (یک توپ) به صورت بالا ضربه زدن
adj. به هوا زده شده؛ در هوا

عبارات و ترکیب‌ها

lofted shot

ضربهٔ ارسالی

lofted pass

پسار رساندن

lofted throw

پرتاب ارسالی

lofted ball

توپ ارسالی

lofted kick

ضربهٔ ارسالی با پا

lofted serve

سرو ارسالی

lofted shot put

پرتاب وزنه ارسالی

lofted approach

رویکرد ارسالی

lofted delivery

ارائه ارسالی

lofted angle

زاویه ارسالی

جملات نمونه

the artist lofted the paintbrush to create a stunning mural.

هنرمند قلم‌مو را بالا برد تا یک نقاشی دیواری خیره‌کننده خلق کند.

the ball was lofted over the defender's head.

توپ از روی سر مدافع بالا برده شد.

he lofted the kite into the sky on a windy day.

او بادبادک را در یک روزی که باد می‌وزید به هوا فرستاد.

the chef lofted the dough with expert hands.

سرآشپز با دستان ماهرانه خمیر را به هوا پرتاب کرد.

she lofted her voice to reach the back of the auditorium.

او صدای خود را بالا برد تا به انتهای آمفی تئاتر برسد.

the basketball player lofted a three-pointer from the corner.

بازیکن بسکتبال یک پرتاب سه امتیازی را از گوشه زمین به هوا فرستاد.

he lofted the frisbee across the park.

او صفحه را از عرض پارک به هوا فرستاد.

the drone lofted above the trees to capture the landscape.

پهپاد از بالای درختان بالا رفت تا مناظر را ثبت کند.

she lofted the paper airplane with a flick of her wrist.

او با یک حرکت دست، هواپیمای کاغذی را به هوا فرستاد.

the musician lofted the melody into the air.

موسیقی‌دان ملودی را به هوا فرستاد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید