longstanding

[ایالات متحده]/'lɒŋ'stændɪŋ/
[بریتانیا]/'lɔŋ'stændɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. موجود یا ادامه‌دار برای مدت طولانی؛ پایدار

جملات نمونه

There is a longstanding prostitution trade in the port.

در بندر، تجارت فحشای طولانی‌مدت وجود دارد.

a longstanding dispute between the families over ownership of the land

یک اختلاف طولانی‌مدت بین خانواده‌ها بر سر مالکیت زمین.

Bob Beamon’s longstanding record for the long jump was eventually broken.

رکورد طولانی‌مدت باب بیمون در پرش طول در نهایت شکسته شد.

The relationship between victimology and criminology is a longstanding issue within the academic realm.

ارتباط بین قربانی‌شناسی و جرم‌شناسی یک مسئله دیرینه در حوزه دانشگاهی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید