lovable

[ایالات متحده]/'lʌvəb(ə)l/
[بریتانیا]/ˈlʌvəbəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دوست‌داشتنی، جذاب

جملات نمونه

Teddy bears are lovable toys.

خرس‌های تدی اسباب‌بازی‌های دوست‌داشتنی هستند.

He is a mischievous but lovable boy.

او پسری شیطان اما دوست‌داشتنی است.

he wasn't lovable, he was monstrous and violent.

او دوست‌داشتنی نبود، بلکه ترسناک و خشن بود.

Enthusiastic football fans are lovable, while those whose passion is out of control are hateable.

هواداران فوتبال پرشور دوست داشتنی هستند، در حالی که کسانی که شور آنها از کنترل خارج می شود، نفرت انگیز هستند.

When it is gently lovable, a yeanling snuggles up to likely in yours bosom, acts like a spoiled brat to you, plays together with you.

وقتی به آرامی دوست‌داشتنی است، یک بره به احتمال زیاد در آغوش شما پناه می‌گیرد، مانند یک بچه گمشده با شما رفتار می‌کند، با شما بازی می‌کند.

a lovable character in a movie

یک شخصیت دوست‌داشتنی در یک فیلم

a lovable cartoon character

یک شخصیت کارتونی دوست‌داشتنی

a lovable family member

یک عضو خانواده دوست‌داشتنی

a lovable stuffed animal

یک حیوان اسبازی دوست‌داشتنی

a lovable romantic comedy

یک کمدی رمانتیک دوست‌داشتنی

نمونه‌های واقعی

You're something far nicer; a lovable fool.

شما بسیار بهتر و دوست‌داشتنی‌تر هستید؛ یک احمق دوست‌داشتنی.

منبع: The school of life

How very lovable her face was to him.

چهره‌ی او چقدر برایش دوست‌داشتنی بود.

منبع: Tess of the d'Urbervilles (abridged version)

Yeah, that's what makes him lovable.

بله، این همان چیزی است که او را دوست‌داشتنی می‌کند.

منبع: Young Sheldon Season 5

Did I mention I have four very lovable kids? -Really?

آیا گفتم که چهار تا بچه خیلی دوست‌داشتنی دارم؟ -واقعاً؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 1

By a big lovable dopey looking magical creature named Totoro.

توسط یک موجود جادویی بزرگ، دوست‌داشتنی و خنده‌دار به نام تورو تورو.

منبع: Anime news

The most lovable and hateful thing in him is his punctuality.

دوست‌داشتنی‌ترین و نفرت‌انگیزترین چیز در مورد او، سرسختی اوست.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

Children love looking at these lovable birds in zoos and aquariums.

بچه‌ها عاشق تماشای این پرندگان دوست‌داشتنی در باغ وحش و آکواریوم هستند.

منبع: World Holidays

He had loads of friends. He was a bit of a lovable rogue.

او دوستان زیادی داشت. او کمی دزد دوست‌داشتنی بود.

منبع: BBC Listening June 2019 Compilation

The lovable Lab has ruled as America's top dog longer than any other.

لاولِ دوست‌داشتنی، بیشتر از هر سگ دیگری به عنوان سگ شماره یک آمریکا حکومت کرده است.

منبع: VOA Special Collection March 2018

Her own little Beau was the best behaved and most lovable child in Atlanta.

بیو کوچک خودش بهترین رفتار را داشت و دوست‌داشتنی‌ترین کودک در آتلانتا بود.

منبع: Gone with the Wind

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید