a very unlovable child.
یک کودک بسیار غیر دوست داشتنی
feeling unlovable and unworthy
احساس نا دوست داشتنی بودن و بیارزشی
struggling with feeling unlovable
در حال دست و پنجه نرم کردن با احساس نا دوست داشتنی بودن
believing oneself to be unlovable
باور داشتن به اینکه خود را نا دوست داشتنی میدانید
finding it hard to love oneself when feeling unlovable
در حالی که احساس نا دوست داشتنی دارید، دوست داشتن خود را دشوار میدانید
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید