lovableness factor
عامل دوستداشتنی بودن
lovableness quotient
ضریب دوستداشتنی بودن
lovableness appeal
جذابیت دوستداشتنی
lovableness scale
مقیاس دوستداشتنی بودن
lovableness rating
امتیاز دوستداشتنی بودن
lovableness charm
جاذبه دوستداشتنی
lovableness trait
ویژگی دوستداشتنی
lovableness quality
کیفیت دوستداشتنی
lovableness essence
جوهر دوستداشتنی
lovableness nature
طبع دوستداشتنی
her lovableness makes her the center of attention at every gathering.
ظاهر دوستداشتنی او باعث میشود در هر جمع توجه همه را به خود جلب کند.
the child's lovableness won over everyone in the room.
ظاهر دوستداشتنی کودک باعث شد که او دل همه را در اتاق به دست آورد.
people are drawn to her lovableness and warm personality.
مردم به خاطر ظاهر دوستداشتنی و شخصیت گرم او جذب او میشوند.
his lovableness shines through in his interactions with others.
ظاهر دوستداشتنی او در تعاملاتش با دیگران به خوبی نمایان میشود.
the puppy's lovableness makes it hard to resist adopting it.
ظاهر دوستداشتنی توله سگ باعث میشود که نتوان در برابر به سرپرستی گرفتن آن مقاومت کرد.
her lovableness is a quality that many admire.
ظاهر دوستداشتنی او ویژگیای است که بسیاری آن را تحسین میکنند.
his lovableness and charm have won him many friends.
ظاهر دوستداشتنی و جذابیت او باعث شده که دوستان زیادی به دست آورد.
the lovableness of the character made the movie a hit.
ظاهر دوستداشتنی شخصیت باعث شد که فیلم به یک موفقیت تبدیل شود.
she has a natural lovableness that attracts people.
او یک ظاهر دوستداشتنی طبیعی دارد که مردم را به خود جذب میکند.
his lovableness is evident in the way he treats others.
ظاهر دوستداشتنی او در نحوه رفتار او با دیگران آشکار است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید