lovingness

[ایالات متحده]/ˈlʌvɪŋnəs/
[بریتانیا]/ˈlʌvɪŋnəs/

ترجمه

n. کیفیت دوست داشتن; محبت یا فداکاری
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

pure lovingness

مهربانی خالص

unconditional lovingness

مهربانی بی‌قید و شرط

deep lovingness

مهربانی عمیق

radiant lovingness

مهربانی درخشان

gentle lovingness

مهربانی ملایم

enduring lovingness

مهربانی پایدار

joyful lovingness

مهربانی شاد

shared lovingness

مهربانی به اشتراک گذاشته شده

nurturing lovingness

مهربانی پرورش دهنده

boundless lovingness

مهربانی بی حد و مرز

جملات نمونه

her lovingness towards animals is truly inspiring.

عشق و علاقه او به حیوانات واقعاً الهام‌بخش است.

the lovingness of the community made the event special.

عشق و علاقه جامعه باعث خاص شدن رویداد شد.

his lovingness is evident in the way he treats his family.

عشق و علاقه او در نحوه برخوردش با خانواده‌اش آشکار است.

they expressed their lovingness through kind gestures.

آنها عشق و علاقه خود را از طریق حرکات مهربانانه نشان دادند.

lovingness can heal emotional wounds.

عشق و علاقه می‌تواند زخم‌های عاطفی را التیام بخشد.

her lovingness made everyone feel welcome.

عشق و علاقه او باعث شد همه احساس استقبال کنند.

the lovingness in his voice reassured her.

عشق و علاقه در صدای او باعث اطمینان خاطر او شد.

he showed his lovingness by volunteering at the shelter.

او با داوطلب شدن در پناهگاه، عشق و علاقه خود را نشان داد.

lovingness is essential for a happy relationship.

عشق و علاقه برای داشتن یک رابطه شاد ضروری است.

her lovingness shone through in her artwork.

عشق و علاقه او در آثار هنری‌اش نمایان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید