hate

[ایالات متحده]/heɪt/
[بریتانیا]/heɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. نفرت داشتن، تنفر ورزیدن، دوست نداشتن، برای کسی متاسف بودن
n. نفرت؛ انزجار؛ شخص یا چیزی که نفرت دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

hate doing

نفرت از انجام دادن

hate crime

جرایم نفرت انگیز

جملات نمونه

My pet hate is tardiness.

ناراحت‌کننده ترین چیز برای من دیر رسیدن است.

I hate fussy clothes.

من از لباس‌های پیچیده و زیاد خوش نمی‌آیم.

feelings of hate and revenge.

احساس‌های نفرت و انتقام.

my pet hate is woodwork.

ناراحت‌کننده ترین چیز برای من نجاری است.

I hate this sort of drip.

من از این نوع چکه‌چکه کردن متنفر هستم.

We hate our enemy.

ما از دشمن خود متنفر هستیم.

I hate to trouble him.

من از اینکه مزاحم او شوم متنفرم.

I really hate him.

من واقعاً از او متنفرم.

I hate to disillusion him.

من از ناامید کردن او متنفرم.

I hate to disturb you.

متاسفم که مزاحم شما شدم.

I hate those mushy love stories.

من از آن داستان‌های عاشقانه آبکی متنفرم.

I hate his smarmy compliments.

من از تعارفات چاپلوسانه‌اش متنفرم.

rockers hate bubblegum pop.

راکرهای متنفر از پاپ آدامسی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید