lowerclassman advice
مشاوره دانشجویان سال پایینتر
lowerclassman role
نقش دانشجویان سال پایینتر
lowerclassman experience
تجربه دانشجویان سال پایینتر
lowerclassman orientation
معرفی دانشجویان سال پایینتر
lowerclassman mentor
استاد راهنمای دانشجویان سال پایینتر
lowerclassman duties
وظایف دانشجویان سال پایینتر
lowerclassman activities
فعالیتهای دانشجویان سال پایینتر
lowerclassman support
حمایت از دانشجویان سال پایینتر
lowerclassman challenges
چالشهای دانشجویان سال پایینتر
lowerclassman networking
شبکهسازی دانشجویان سال پایینتر
the lowerclassman asked for advice on studying.
دانشجوی سال اولی درخواست مشاوره در مورد نحوه مطالعه کرد.
as a senior, i often help lowerclassmen with their projects.
من به عنوان یک دانشجوی ارشد، اغلب به دانشجویان سال اولی در پروژه هایشان کمک می کنم.
lowerclassmen should participate in club activities.
دانشجویان سال اولی باید در فعالیت های کانون ها شرکت کنند.
the lowerclassman was nervous about the upcoming exam.
دانشجوی سال اولی در مورد امتحان آینده مضطرب بود.
i remember being a lowerclassman and feeling lost.
من به یاد دارم که دانشجوی سال اولی بودم و احساس گمراهی می کردم.
it's important for lowerclassmen to make friends early.
برای دانشجویان سال اولی مهم است که زود دوست پیدا کنند.
the upperclassmen organized a mentoring program for lowerclassmen.
دانشجویان سال های بالاتر یک برنامه راهنمایی برای دانشجویان سال اولی سازماندهی کردند.
many lowerclassmen struggle with time management.
بسیاری از دانشجویان سال اولی در مدیریت زمان مشکل دارند.
lowerclassmen often look up to their seniors for guidance.
دانشجویان سال اولی اغلب برای راهنمایی به دانشجویان سال های بالاتر نگاه می کنند.
the lowerclassman joined the study group to improve his grades.
دانشجوی سال اولی برای بهبود نمراتش به گروه مطالعه پیوست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید