year

[ایالات متحده]/jɪə/
[بریتانیا]/jɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دوره زمانی برابر با طول زمانی که زمین برای یک مدار کامل به دور خورشید نیاز دارد؛ سن یک فرد، سال تحصیلی یا سن به سال‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

new year

سال نو

next year

سال آینده

leap year

سال کبیسه

last year

سال گذشته

of the year

در طول سال

for years

برای سال‌ها

every year

هر سال

happy new year

سال نو مبارک

year after year

سال به سال

in the year

در طول سال

year by year

سال به سال

past year

سال گذشته

chinese new year

سال نو چینی

per year

در سال

year round

در طول سال

in years

در طول سال‌ها

during the year

در طول سال

throughout the year

در سراسر سال

lunar new year

سال قمری نو

once a year

یک بار در سال

جملات نمونه

a year-on-year increase in unemployment

افزایش سالانه بیکاری

a year of famine.

سال خشکسالی

They go to the same campsite year in year out.

آنها هر سال به همان اردوگاه می‌روند.

in years to come.

در سال‌های آینده

A year hence it will be forgotten.

یک سال بعد فراموش خواهد شد.

a New Year's resolution.

تصمیم سال نو

the year that Anna was born.

سال تولد آنا

this year's cut of wool

سهم پشم امسال

A new year is approaching.

سال جدید در حال نزدیک شدن است.

an off year for apples

سال نامناسب برای سیب‌

a record year for sales

یک سال رکورد برای فروش

This year is now complete.

این سال اکنون به پایان رسیده است.

the golden years of motoring

سال‌های طلایی رانندگی

last year's beaten finalist.

بازیکن شکست‌خورده سال گذشته در فینال.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید