lownesses

[ایالات متحده]/ˈlaʊnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈlaʊnəsɪz/

ترجمه

n. حالت پایین یا نامطلوب؛ کیفیت ضعیف یا ناتوان بودن

عبارات و ترکیب‌ها

deep lownesses

ورودهای عمیق

emotional lownesses

ورودهای احساسی

chronic lownesses

ورودهای مزمن

persistent lownesses

ورودهای مداوم

social lownesses

ورودهای اجتماعی

economic lownesses

ورودهای اقتصادی

mental lownesses

ورودهای ذهنی

temporary lownesses

ورودهای موقت

physical lownesses

ورودهای فیزیکی

psychological lownesses

ورودهای روانشناختی

جملات نمونه

his lownesses often overshadow his talents.

کمی‌بودگی‌های او اغلب بر توانایی‌هایش سایه می‌اندازند.

we must address the lownesses in our society.

ما باید به کمبودها در جامعه خود رسیدگی کنیم.

she spoke about the lownesses of her past.

او در مورد کمبودهای گذشته خود صحبت کرد.

the lownesses of the economy are concerning.

کمبودهای اقتصادی نگران‌کننده است.

they discussed the lownesses of human behavior.

آنها در مورد کمبودهای رفتار انسان بحث کردند.

his lownesses were a result of personal struggles.

کمی‌بودگی‌های او نتیجه‌ی مشکلات شخصی بود.

we should learn from the lownesses we face.

ما باید از کمبودهایی که با آن‌ها روبرو هستیم درس بگیریم.

the artist portrayed the lownesses of life beautifully.

هنرمند به زیبایی کمبودهای زندگی را به تصویر کشید.

understanding lownesses can lead to personal growth.

درک کمبودها می‌تواند منجر به رشد شخصی شود.

he found inspiration in his lownesses.

او در کمبودهای خود الهام گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید